چهلم جاویدنامان؛ مادرانی‌ که تهمینه‌وار سوگ جوانانشان را به حماسه تبدیل کردند

ویدیوهایی که از آیین چهلم جاویدنامان «انقلاب ملی ایران» در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود، نویدبخش یک رنسانس فرهنگی و اجتماعی است

فردوسی حکیم در غمنامه رستم و سهراب، با مطلع «اگر تندبادی برآید ز کنج/ به خاک افکند نارسیده ترنج» خواننده‌ را از پیش آگاه می‌کند که قرار است داستانی سراسر اندوه بخواند؛ داستانی که با مرگ «نارسیده ترنج» که استعاره‌ای از نوجوان است، به پایان می‌رسد. غمنامه رستم و سهراب یک نقطه اوج تکان‌دهنده دارد و آن وقتی است که شاه سمنگان به تهمینه خبر می‌دهد سهراب کشته شده است. تهمینه وقتی این خبر می‌شنود، چنگ بر صورت می‌کشد، موی پریشان می‌کند، سراسیمه این طرف و آن طرف می‌رود و شیون و زاری می‌کند. فردوسی این بخش از غمنامه رستم وسهراب را صدها سال پیش آنقدر ملموس به تصویر کشید که گویی شاهد زنده آن بود؛ شاید هم می‌دانست که روزی در همین سرزمین، هزاران مادر دلسوخته آن را از نو زندگی می‌کنند و میلیون‌ها نفر نیز شاهد این تراژدی هولناک خواهند بود.

مادر هومن صیاغ، جوانی که هجدهم دی‌ماه در محله شیشه‌گران لاهیجان هدف شلیک گلوله نیروهای حکومتی قرار گرفت، در مراسم چهلم فرزندش، سنت متداول را کنار زد و ترجیح داد بخش‌هایی از غمنامه رستم و سهراب را بخواند؛ همان فرازی که تهمینه با آگاهی از مرگ فرزند، جامه درید و شیون کرد:

بزد چنگ و بدرید پیراهنش/ درخشان شد از لعل زیبا تنش

برآورد بانگ و غریو و خروش/ زمان تا زمان او همی شد به هوش

این مادر سوگوار و هزاران خانواده سوگوار دیگر در یک همگرایی نانوشته و تفاهم جمعی، تصمیم گرفتند قراردادهای تحمیلی و سنتی را پس بزنند و آیین یادبود عزیزانشان را آن‌گونه که شایسته رشادت آن‌ها است، برگزار کنند.

ویدیوهایی که از آیین چهلم جاویدنام‌های انقلاب ملی ایران در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود، نویدبخش یک رنسانس فرهنگی و اجتماعی است؛ رنسانسی که در دهه‌ها سرکوب، رنج، خشم و اندوهی انباشته، ریشه دارد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

در اغلب این مراسم، از نوحه‌خوانی‌های مرسوم و سخنرانی‌های کلیشه‌ای در مساجد خبری نیست. در عوض، مردم بر مزار جاویدنام‌ها گرد هم می‌آیند، با کف‌ زدن‌های ممتد شجاعت آنان را می‌ستایند، ساز و دهل می‌نوازند، حجله‌های نمادین می‌آرایند، «رقص سوگ» می‌کنند و با شعارهای اعتراضی و سخنرانی‌های حماسی، یاد عزیزانشان را گرامی می‌دارند.

این رنسانس فرهنگی را در کلام و رفتار مادران دیگر نیز می‌توان جست؛ مانند مادر جاویدنام امیرحسین سهرابی که در مراسم چهلم فرزندش، مقتدرانه سر مزار او ایستاد و گفت: «افتخار می‌کنم که شیرپسر زاییدم. آهای بسیجی! ببین و بشنو! پسر من در راه ایران کشته شد، فدای ایران شد. من از داشتن چنین پسری سرافرازم.»

امیرحسین ۲۱ ساله‌ داشت. او ۱۸ دی‌ماه در جریان اعتراض‌ها در بازار تهران با شلیک مستقیم گلوله جان باخت.

مادر جاویدنام دانیال مرادی‌زاده هم بر مزار فرزندش، با شجاعتی تهمینه‌وار، سوگواری کرد و او را «همه داروندار» خود خواند. دانیال ۲۲ ساله‌ ۱۸ دی‌ماه در اعتراض‌های محله نارمک تهران، با شلیک سه گلوله جنگی کشته شد.

در همین راستا، ویدیو شاهنامه‌خوانی در مراسم چهلم بهاره بابایی، مادری که شامگاه ۱۸ دی، مقابل پایگاه بسیج فرخشهر هدف گلوله قرار گرفت و جان سپرد، هم بازتابی گسترده‌ در شبکه‌های اجتماعی داشت.

 مادر جاویدنام عرفان بزرگی نیز بر مزار او مولانا خواند: سلطان منی، سلطان منی/ واندر دل و جان، ایمان منی 

مادر جاویدنام علیرضا نوری هم در حرکتی نمادین، کفش‌هایی را که فرزندش هنگام جان باختن به پا داشت، به نشانه استمرار مسیر او، بر مزارش قرار داد. علیرضا، جوان ۲۹ ساله‌، شامگاه جمعه ۱۹ دی‌ماه با اصابت گلوله‌ جنگی به ناحیه شکم و پهلو کشته شد.

در کازرون نیز، شرکت‌کنندگان در مراسم چهلم ایمان میرشکاری، به یاد او تعدادی کبوتر آزاد کردند. ایمان، تراشکار ۴۲ ساله‌ای بود که ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در نزدیکی خانه‌اش با شلیک نیروهای سرکوبگر جان باخت.

مراسم جاویدنام محمدجواد خلیلی که ۱۹ دی در اصفهان کشته شده بود هم با حضور صدها نفر و اجرای آیین کهن «کُتل» برگزار شد.

رقص سوگ و ایستادگی

در این رنسانس اجتماعی، بسیاری از خانواده‌ها با پخش آهنگ‌های موردعلاقه فرزندانشان، رقص سوگ و نواختن ساز و دهل و موسیقی، یاد آنان گرامی داشتند. این آیین‌های نمادین از رقص سوگ تا کتل‌بندی‌های بختیاری و کل کشیدن مادران، گواه آن است که این ملت سوگ را به سلاح و اندوه را به اراده برای کار بزرگ تبدیل کرده است.

در مراسم چهلم جاویدنام بابک جمالی، حاضران ترانه «سوغاتی» هایده را همخوانی کردند. این جاویدنام که پدر دو فرزند بود، در اراک کشته شد.

در رستم‌کلای مازندران، برای مجتبی رضوانی، امیر ابراهیم‌نژاد، مهدی حسامی و سینا فرجی رقص سوگ برگزار شد.

در رستم‌آباد گیلان، مادر جاویدنام امید زارع بر مزار پسرش هم‌ سوگواری کرد و هم رقصید. امید زارع که ۱۸ سال داشت، ۱۹ دی ۱۴۰۴ با شلیک مستقیم کشته شد.

در خرم‌آباد، نیز مراسم جاویدنام امیرحسین شاکرمی با نواختن دهل، سرنا و رقص سوگ همراه بود.

مراسم چهلم جاویدنام محمدصالح ظریف‌مقدم ۲۷ ساله و جاویدنام نگار عجم در مشهد هم با حضور جمعی از مردم و پخش موسیقی و رقص بر سر مزارشان برگزار شد.

خانواده و نزدیکان جاویدنام محمدحسین علیخانی در مراسم چهلم او که بر سر مزارش برگزار شد، رقص سوگ اجرا کردند.  محمدحسین علیخانی، ۲۵ ساله، پنجشنبه ۱۸ دی در محله فلاح تهران با شلیک گلوله ماموران کشته شد.

جشن تولد و عروسی نمادین جاویدنامان

خانواده‌ برخی جاویدنامان نیز در مراسم چهلم عزیزانشان، مراسم «عروسی نمادین» برگزار کردند. مراسم چهلم جاویدنام امیرحسین شیخ‌بو، از جان‌باختگان انقلاب ملی ایران، بر مزار او در لایین استان خراسان رضوی برگزار شد. در مراسم این جوان ۲۴ ساله که در قاسم‌آباد مشهد بر اثر اصابت گلوله به سر جان باخت، جشن عروسی نمادین برپا شد و  حاضران به یادش پرندگانی را آزاد کردند.

تصاویر منتشرشده از مراسم چهلم جاویدنام محمدرضا کرمی، نوجوان کشته‌شده در انقلاب ملی را در ملکشاهی ایلام، نشان می‌دهد که خانواده و حاضران در این مراسم، هم با برگزاری نمادین «عروسی بر مزار» و نواختن ساز و دهل، یاد او را گرامی داشتند. محمدرضا کرمی ۱۶ ساله، روز شنبه ۱۳ دی‌ماه بر اثر اصابت سه گلوله جنگی مجروح شد و دو روز بعد، در ۱۵ دی‌ماه، جان سپرد.

از تهران نیز ویدیو مراسم هم‌زمان چهلم و جشن تولد جاویدنام امیرحسین ایزدی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. این جوان ۲۰ ساله که تنها فرزند خانواده بود، ۱۸ دی‌ماه با اصابت گلوله در شهرک ولی‌عصر جان باخت.

مراسم چهلم جاویدنام آرش عسگری نیز ۲۴ بهمن در امامزاده اسماعیل شهریار برگزار شد. به گزارش مردم، در این مراسم مادر جاویدنام آرش عسگری میان حاضران شکلات پخش کرد و فریاد زد: «گریه نکنید، آرش زنده است؛ امروز عروسی او است». آرش که مغازه‌دار بود، ۱۸ دی‌ماه با شلیک مستقیم گلوله جنگی در تهران کشته شد.

مراسم چهلم جاویدنام ابوالفضل وحید قزلجه‌میدان، ۱۳ ساله، که ۱۸ دی در نازی‌آباد با شلیک به گلویش کشته شد، با روز تولد ۱۴ سالگی او در ۲۹ بهمن‌ماه یکی شده است تا نمادی دیگر از معصومیت این کودک باشد.

تحسین رشادت

مراسم چهلم برخی جاویدنام‌ها در گوشه‌وکنار ایران با تشویق ممتد حاضران برگزار شد و آن‌ها به جای سنت‌ رایج بر سر و سینه کوبیدن، رشادت و شجاعت جاویدنام‌ها را تحسین کردند. از جمله در مراسم چهلم جاویدنام احمد علیجانی در بهشت امامزاده قاسم روستای «ارغا» در کاشمر که با پخش موسیقی و تشویق مردم برگزار شد.

از مراسم جاویدنام رها بهلولی‌پورهم تصاویری منتشر شده است که در آن‌ موسیقی پخش می‌شود و حاضران برای او دست می‌زنند. جاویدنام رها بهلولی‌پور دانشجوی ۲۳ ساله دانشگاه تهران، در اعتراض‌ها به دست ماموران حکومت کشته شد.

مراسم چهلم دو جاویدنام، سجاد داراب و رضا حبیبی نیز در کرج همراه با کف زدن حاضران برگزار شد. این دو که پسرعمه‌ــ‌پسردایی و به قول خانواده «رفقای جدانشدنی» بودند، ۱۸ دی با گلوله جنگی در شهرک اندیشه کشته شدند.

در مراسم جاویدنام آیدا حیدری، نیز حاضران با دست زدن او را تشویق کردند. او دانشجوی ۲۳ ساله دانشگاه تهران در رشته پزشکی بود و ۱۹ دی در بلوار آیت‌الله کاشانی تهران با اصابت چند گلوله جنگی جان باخت و در بهشت‌زهرا به خاک سپرده شد.

حاضران در مراسم چهلم جاویدنام رضا اسدی نیز بر سر مزارش او را تشویق کردند.

مراسم چهلم جاویدنام یزدان افروغ، نوجوان ۱۷ ساله کشتی‌گیر، با پخش موسیقی و دست‌ زدن حاضران برگزار شد. یزدان افروغ شامگاه ۱۹ دی در محله شادآباد تهران هدف شلیک قرار گرفت.

در مراسم چهلم جاویدنام ارمیا فضلی در اراک هم مردم با پخش ترانه‌ای شاد دست زدند. جاویدنام ارمیا فضلی ۲۰ ساله ۱۸ دی به ضرب گلوله کشته شد.

صحنه اعتراض و ایستادگی

این آیین‌ها در حالی برگزار شدند که جو امنیتی شدیدی بر شهرها حاکم است و خانواده‌ها برای برگزاری مراسم فرزندان خود تحت فشار و تهدید مداوم‌اند. برای نمونه، گزارش‌ها از اراک حاکی از فشار سنگین نهادهای سرکوبگر بر خانواده‌ها برای لغو یا جابه‌جایی زمان مراسم چهلم است و خانواده‌های جاویدنام متین مشتاقی، جاویدنام احسان اکبری و جاویدنام اسماعیل گنج‌گلی در پیام‌هایی از فشار نهادها برای تعویق مراسم عزیزانشان خبر دادند.

همچنین گزارش شده است که در روز یکشنبه، ماموران مسیرهای منتهی به آرامستان اراک را مسدود کردند و تعدادی از افراد حاضر در مراسم چهلم جاویدنام پرستو جراحیان را بازداشت کردند. در پی تعطیلی اجباری آرامستان اراک، خانواده‌های جاویدنام متین مشتاقی، جاویدنام احسان اکبری و جاویدنام اسماعیل گنج‌گلی ناچار به لغو یا تغییر زمان برگزاری مراسم چهلم این جان‌باختگان شدند.

مراسم چهلم جاویدنام حسن سماکوش، مشاور املاک ۴۸ ساله اهل بابل، با حضور خانواده و مردم برگزار شد. او ۱۸ دی‌ماه در جریان انقلاب ملی، از سوی نیروهای مستقر در کلانتری ۱۳ بابل در چهارراه شهربانی، از ناحیه سر و چشم هدف شلیک گلوله ساچمه‌ای قرار گرفت و پس از سه روز، ۲۱ دی‌ماه در بیمارستان جان باخت.

به گفته نزدیکان، پس از جان‌باختن جاویدنام حسن سماکوش، فشارهای زیادی به خانواده وارد شد تا او را به‌عنوان «بسیجی شهید» معرفی کنند، اما خانواده زیر بار این ننگ نرفت و مقاومت کرد. ماموران در ازای تحویل پیکر هم از خانواده تعهد گرفته بودند هیچ مراسمی برگزار نکنند و خاکسپاری در سکوت انجام شود. با وجود این فشارها، خانواده در چهلم او گرد هم آمدند و فرزند او، شایان سماکوش، با صدایی بغض‌آلود گفت: «برای آنچه می‌سازیم ایرانی هستیم، نه برای آنچه از دست دادیم.»

تصاویری نیز از مراسم چهلم جاویدنام سحر بیات در روستای سوتلق از توابع تویسرکان منتشر شده است که حاضران را در حال همخوانی سرود «ای ایران» نشان می‌دهد. او ۱۸ دی در نارمک تهران با تیر جنگی جان باخت.

در اسدآباد همدان، مراسم چهلم جاویدنام هادی فروغ، ورزشکار بسکتبالیست، با همخوانی سرودهای ملی «ای ایران» و «از خون جوانان وطن» همراه شد. او  که یک فرزند سه‌ساله داشت، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در آریاشهر تهران با شلیک گلوله نیروهای سرکوب به سینه‌اش کشته شد.

این آیین‌ها نشان می‌دهد که سوگواران در یک همگرایی نانوشته و تفاهم جمعی، تصمیم گرفته‌اند قراردادهای تحمیلی و سنتی را پس بزنند و آیین یادبود عزیزانشان را آن‌گونه که شایسته رشادت آن‌ها است، برگزار کنند.

در مراسم چهلم جاویدنام علیرضا علی‌نیا، مادرش با گریه می‌گوید: «نمی‌گذاریم خونت پایمال شود.» جاویدنام علیرضا علی‌نیا ۲۳ ساله بود و ١٩ دى‌ماه در اعتراض‌های مشهد با اصابت گلوله کشته شد.

مراسم چهلم جاویدنام حمیدرضا حسینی‌پور، روز جمعه ۲۴ بهمن سر مزار او برگزار شد. خانواده و بستگان این جوان کشته‌شده در حالی که کِل می‌کشیدند، شعار «مرگ بر خامنه‌ای» سر دادند. جاویدنام حمیدرضا حسینی‌پور شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه در جریان اعتراض‌های شیراز، به ضرب گلوله‌ نیروهای سرکوبگر جان باخت.

در مراسم چهلم جاویدنامان مسعود رنگرزانی، داریوش انصاری، امیرحسین بیرامی و فرزام قاسمی شعار «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» طنین‌انداز شد. جاویدنام مسعود رنگرزانی، جمعه ۱۹ دی در اسلامشهر مقابل دیدگان خانواده‌اش هدف شلیک مستقیم تک‌تیرانداز قرار گرفت. جاویدنام داریوش انصاری هم ۱۰ دی با شلیک نیروهای حکومتی کشته و در فلاورجان به خاک سپرده شد. جاویدنام امیرحسین بیرامی، جوان ۳۰ ساله، در اعتراضات همدان و جاویدنام فرزام قاسمی، ۲۱ ساله، ۱۸ دی در صادقیه تهران با شلیک ماموران جان باختند.

در مراسم چهلم جاویدنام بهنام عنایت در کازرون نیز حاضران با شعارهای تند علیه جمهوری اسلامی یاد او را گرامی داشتند.

در روستای «بادخوره» اسدآباد، مراسم جاویدنام نیما نجفی زنی با صدای رسا فریاد زد: «خامنه‌ای بداند از خون همین شهیدان هزاران لاله می‌روید.» نیما که تنها ۱۹ سال داشت، با شلیک دو گلوله به سرش در تهران کشته شد.

در اراک نیز، مراسم جاویدنام مهدی میرزایی که ۱۸ دی با شلیک مستقیم به قلبش در تهران جان باخت، با شعار «قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان» همراه بود.

در چهلم جاویدنام علی صالح‌پور در فولادشهر اصفهان، شعار «ای لشکر بختیاری آماده باش» طنین‌انداز شد.

در نورآباد ممسنی نیز، مراسم جاویدنام آرمان گرجیان ۱۹ ساله با شعار «سیدعلی سرنگونه» برگزار شد. او ۱۸ دی با شلیک مستقیم نیروهای بسیج جان باخته بود.

پدر جاویدنام حسین عجم، دانشجوی ۲۲ ساله‌ای که ۱۸ دی در گناباد با دست خالی کشته شد، بر مزار پسرش گفت: «پسرم برای بیان آزادی و حقیقت رفت. او سلاحی نداشت، اما جوابش را با گلوله دادند.»

در بسیاری از این آیین‌های یادبود، حضور گسترده خانواده‌های دادخواه و مردم سوگوار، مراسم‌های انفرادی را به یک «سوگ جمعی» و همبستگی ملی تبدیل کرد. ویدیوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که خانواده‌های دادخواه در ممسنی، از جمله بازماندگان جاویدنام مهرزاد نظری و جاویدنام سعید زارع، به همراه گروه بزرگی از مردم ممسنی برای حمایت از سایر خانواده‌ها در آرامگاه روستای باجگاه بر مزار جاویدنام سعادت شمس‌الدینی حاضر شدند و به این جان‌باخته انقلاب ملی ایران ادای احترام کردند.

جاویدنام سعادت شمس‌الدینی در اعتراضات ۱۹ دی‌ماه بر اثر شلیک ماموران سرکوب جان باخت. در مراسم چهلم این جاویدنام، دخترش خطاب به او گفت: «پدرم! من برای عدالتت، برای آرمانت و برای رنگ خونت می‌جنگم و زندگی می‌کنم.»

این نوزایی در آیین سوگ و پیوند میان اسطوره و واقعیت، نشان از آن دارد که امروز هزاران تهمینه و رستم بر مزار فرزندانشان، ایستادگی را معنای دوباره بخشیده‌اند. از فریاد خشم پدران گرفته تا رقص سوگ مادران و کُتل‌بندی‌های بختیاری، همگی گواه آن است که این ملت سوگ را به سلاح و اندوه را به آگاهی تبدیل کرده و حالا آیین یادبود چهلمین روز از دست رفتن آن‌ها، آغاز فصلی نو در شاهنامه ایستادگی سرزمینی است که از خون لایق‌ترین فرزندانش، هزاران لاله‌ روییده است.