ورود حزب‌الله به هر نبرد احتمالی میان تهران و واشنگتن، گامی است به سمت خودکشی قطعی

درصورت وقوع هرگونه درگیری میان جمهوری اسلامی و آمریکا، تهران از گروه حزب‌الله به‌عنوان خط اول دفاعی استفاده خواهد کرد

سخنان اخیر نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله لبنان، درباره «ورود حزب به میدان جنگ» د صورت بروز هرگونه تقابل میان آمریکا و جمهوری اسلامی، بحث‌های گسترده‌ای در محافل سیاسی و رسانه‌ای برانگیخته است. پرسش اصلی این است که آیا حزب‌الله واقعا توان حضور در چنین رویارویی‌ بزرگی را دارد، یا این اظهارات بیش از آنکه بیانگر تصمیم میدانی باشد، بخشی از یک کارزار تبلیغاتی و جنگ روانی‌اند؟

با توجه به اینکه اسرائیل تقریبا هر روز مواضع و نیروهای حزب‌الله را در سراسر لبنان هدف قرار می‌دهد و این گروه تاکنون نتوانسته است واکنشی بازدارنده نشان دهد، سخن گفتن از مواجهه مستقیم با آمریکا تا چه اندازه می‌تواند واقع‌بینانه باشد؟

باید توجه داشت که تصمیم‌گیری در این زمینه دست حزب‌الله نیست، بلکه به‌طور کامل در اختیار رژیم جمهوری اسلامی است. پرسش مهم این است که در صورت اجبار تهران به ورود به میدان جنگ، آیا جمهوری اسلامی حاضر خواهد شد حزب‌الله لبنان را قربانی منافعش کند یا خیر؟

پاسخ روشن است: بله! زیرا هر گونه رویارویی در آینده می‌تواند آخرین مرحله این منازعه باشد و در این نبرد نهایی و سرنوشت‌ساز، جمهوری اسلامی همه ابزارهای قدرتش را به‌ کار خواهد گرفت و از حزب‌الله هم به‌عنوان خط اول دفاعی استفاده خواهد کرد- چیزی که در جنگ ۱۲روزه با اسرائیل رخ نداد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

در همین چارچوب، وب‌سایت لبنانی اساس میدیا گزارش داد که در حال حاضر، سپاه پاسداران کنترل کامل شاخه نظامی حزب‌الله را در دست دارد؛ نقشی که پیش‌تر برعهده چهره‌هایی چون فواد شکر، ابراهیم عقیل و هیثم طباطبائی بود. براساس این گزارش، به‌تازگی گروهی از نیروهای سپاه پاسداران وارد لبنان شده‌اند تا روند هرگونه مداخله احتمالی حزب‌الله در یک رویارویی را برعهده بگیرند و بر روند آن نظارت کنند.

اما پرسش اصلی همچنان پابرجا است: آیا حزب‌الله واقعا برای شرکت در چنین جنگی از توانمندی‌های لازم برخوردار است یا ورود به آن می‌تواند به‌معنای یک قمار خودویرانگر باشد؟

برخی ارزیابی‌ها حاکی از آن است که این گروه هنوز صدها موشک بالستیک نقطه‌زن در اختیار دارد. علاوه‌بر آن، شواهد نشان می‌دهد که حزب‌الله در شیوه تامین و تولید تسلیحات به‌سمت نوعی بومی‌سازی نسبی حرکت کرده است و به‌ جای انتقال کامل سامانه‌های موشکی، تنها اجزای حساس و کلیدی مانند موتور موشک را از ایران وارد می‌کند و بخش عمده قطعات داخل لبنان ساخته یا مونتاژ می‌شوند.

این تغییر بیش از آنکه انتخابی راهبردی باشد، واکنشی به تنگ‌تر شدن حلقه محاصره لجستیکی پس از تحولات سوریه است. انتقال قطعات بزرگ و قابل‌ ردیابی موشک در فضای امنیتی کنونی، خطر رهگیری و هدف‌گیری را به‌شدت افزایش می‌دهد و همین امر الگوی تامین را به‌سمت پراکندگی و تولید داخلی سوق داده است.

با وجود ملاحظات یادشده، ورود حزب‌الله به چنین جنگی می‌تواند به دلایل زیر یک قمار خودویرانگر باشد و این گروه وابسته به رژيم جمهوری اسلامی را به نقطه بی‌بازگشت برساند:

- حزب‌الله عمق راهبردی خود برای حفظ خط تدارکات از ایران به لبنان از مسیر سوریه را از دست داده است. با سقوط رژیم اسد، کریدور زمینی که ستون‌فقرات پشتیبانی لجستیکی محسوب می‌شد، عملا مختل شد. این درحالی است که پایداری زنجیره تامین شرط استمرار عملیات است و تضعیف این روند می‌تواند محاسبات راهبردی حزب‌الله را از اساس دگرگون کند.

- حزب‌الله حضور نظامی موثر خود در منطقه جنوب رودخانه لیتانی را که خط تماس مستقیم با اسرائیل به‌ شمار می‌رود، از دست داده است. ارتش لبنان با اعزام ۱۰ هزار نیروی نظامی و ایجاد بیش از ۲۰۰ موضع و پایگاه در جنوب رودخانه لیتانی، کنترل این منطقه راهبردی را به دست گرفته و تمامی گذرگاه‌های میان شمال و جنوب رودخانه لیتانی که در گذشته برای انتقال سلاح به جبهه جنوبی استفاده می‌شدند، مسدود کرده است.

- از منظر عملیاتی، حزب‌الله تاکنون نتوانسته است نفوذ امنیتی اسرائیل را که همچنان رهبران و نیروهای این گروه را در سراسر لبنان هدف قرار می‌دهد، خنثی کند. ترور هیثم طبطبائی نمونه‌ای تازه و بارز از این ناکامی محسوب می‌شود و به‌روشنی نشان می‌دهد حزب‌الله در موقعیتی نیست که بتواند پاسخی به اسرائیل بدهد.

- جنگ اخیر میان حزب‌الله و اسرائیل بیش از ۴۰۰ هزار نفر را در ضاحیه بیروت و جنوب لبنان بی‌خانمان کرد. با این حال، حزب‌الله تاکنون نتوانسته است خانه‌ هوادارانش را بازسازی کند، امری که نشان‌دهنده ناتوانی شدید این گروه است. اکنون آیا حزب‌الله دوباره همان مسیر نافرجام را تکرار خواهد کرد و با نزدیک‌شدن به زمان برگزاری انتخابات پارلمانی، نارضایتی و خشم از سلاح را در میان جامعه خود افزایش خواهد داد؟ این در حالی است که نعیم قاسم در آخرین سخنرانی خود وعده داد برای اسکان آوارگانی که دو سال پیش مجبور به ترک خانه‌هایشان شده‌اند، سه ماه کمک‌هزینه اجاره پرداخت خواهد شد. اکنون آیا می‌توان مصیبتی آشکارتر و نمایشی‌تر از این وعده تصور کرد؟

بنابراین، ورود حزب‌الله به این جنگ از منظر منطقی، چیزی جز خودکشی نیست. با این حال، اگر رژیم جمهوری اسلامی دستور خودکشی را صادر کند، حزب‌الله نه برای لبنان و هوادانش اهمیتی قائل است و نه حتی می‌تواند به سرنوشت تلخ خود بیندیشد. به‌صراحت می‌توان گفت که تصمیم نهایی درباره سرنوشت حزب‌الله در دست جمهوری اسلامی است؛ حال باید اندکی منتظر ماند تا روشن شود تهران چه تصمیمی خواهد گرفت و آیا زمان قربانی‌شدن حزب‌الله و زوال آن فرا رسیده است یا خیر؟

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه