در خاورمیانه فضا چنان پرتنش است که بسیاری منتظرند ببینند آیا آمریکا یا اسرائیل به جمهوری اسلامی حمله خواهند کرد یا خیر. حتی در سفر کوتاه نخستوزیر اسرائیل به واشنگتن، خبرنگاران همراه تا لحظه پرواز هواپیما مطمئن نبودند واقعا مقصد آمریکا است. در اسرائیل، جمهوری اسلامی تهدیدی مستقیم تلقی میشود، رژیمی که از دشمنان اسرائیل حمایت مالی و نظامی میکند و رهبرانش مواضع تندی علیه این کشور دارند.
در سیاست داخلی آمریکا، برداشت رایج از شعار «اول آمریکا» رویکردی نزدیک به انزواگرایی و تمرکز بر مسائل داخلی است. برخی سیاستمداران جمهوریخواه هشدار دادهاند حمله به جمهوری اسلامی میتواند آمریکا را وارد جنگی تازه در خاورمیانه کند و تاکید کردهاند تصمیمگیری درباره جنگ باید از طریق کنگره و بدون تعهدات نامحدود انجام شود. این احتیاط از تجربه جنگ طولانی در عراق و هزینه هنگفتی که داشت ناشی میشود و بسیاری از آمریکاییها نمیخواهند تکرار شود.
در بهترین حالت، سیاست «اول آمریکا» دکترین حفاظت است، که جان آمریکاییها، بازدارندگی، امنیت اقتصادی و اعتبار آمریکا را در مرکز تصمیمگیری قرار میدهد. تمرکز و محدودیت را میپسندد و پیامدها را نیز در نظر میگیرد. حکومتی خارجی که از گروههایی حمایت مالی، تسلیحاتی و آموزشی میکند که به آمریکاییها حمله میکنند، عملا درگیری را آغاز کرده است و تنها پرسش این است که واشنگتن چگونه پاسخ دهد تا حملات آتی کاهش پیدا کند.
برخی صداهای محافظهکار پس از جنگ عراق بهصراحت میگویند «داراییهایشان را نابود کن و برو.» دنیل هوروویتز، تحلیلگر محافظهکار، توضیح میدهد آمریکا باید از «بازدارندگی اولویتدار» استفاده کند، سیاستی که اشغال و ملتسازی را کنار میگذارد اما دشمنانی را که آمریکاییها را هدف میگیرند مجازات میکند. این چارچوب برای ایران مناسبتر از دوگانه «هیچ کاری نکن» یا «اشغال کن» دانسته میشود.
آمریکا سپاه پاسداران را در سال ۲۰۱۹ سازمان تروریستی خارجی اعلام کرد و در گزارشهای وزارت خزانهداری، شبکههای مالی سپاه پاسداران حامی گروههای نیابتی معرفی شدهاند. در ژانویه ۲۰۲۴، حمله پهپادی به پایگاه «برج ۲۲» در اردن سه نظامی آمریکایی را کشت و ۴۷ نفر را زخمی کرد. از اکتبر ۲۰۲۳ نیز شبهنظامیان تحت حمایت جمهوری اسلامی بیش از ۲۱۶ حمله پهپادی و موشکی علیه نیروهای آمریکایی در سوریه و عراق انجام دادهاند، که دهها زخمی به جا گذاشته است. این حملات عمدتا به «مقاومت اسلامی عراق» نسبت داده شده و با وجود توقف کوتاه پس از پاسخ آمریکا، روندی افزایشی داشته است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
شبکه گروههای همسو با جمهوری اسلامی به مسیرهای کشتیرانی، بازارهای انرژی و گذرگاههای راهبردی منطقه نیز مرتبط است. در تحریمهای آمریکا به انتقال پول و کالا برای نیروی قدس سپاه و گروههایی مانند حوثیها و حزبالله اشاره شده است. اختلالی که حوثیها در تردد دریایی ایجاد میکنند بر قیمت انرژی و هزینههای حفاظت از خطوط کشتیرانی اثر میگذارد.
در کنار این موارد، شعار «مرگ بر آمریکا» در تجمعهای رسمی تکرار میشود و مقامهای جمهوری اسلامی هشدار دادهاند هرگونه حمله با هدفگیری پایگاههای آمریکا در منطقه پاسخ داده خواهد شد. سیاست «اول آمریکا» باید آن را چالشی مستقیم تلقی کند.
دیدگاهی در آمریکا معتقد است هر اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی به جنگی مشابه عراق تبدیل میشود و بازدارندگی را میتوان با تحریم، فاصله جغرافیایی و هشدارهای سیاسی حفظ کرد. در مقابل، رویکرد دیگر بر هدفگیری ظرفیت عملیاتی سپاه پاسداران تمرکز دارد، که مراکز فرماندهی، مسیرهای انتقال تسلیحات، زیرساختهای موشکی و پهپادی، و منابع مالی گروههای نیابتی را شامل میشود بدون اینکه حمله زمینی صورت گیرد.
اما مسئله فقط مهمات و امور نظامی نیست. منابع مالی سپاه پاسداران در شبکههای تجاری، شرکتهای پوششی، مسیرهای قاچاق و واسطههای بینالمللی تعریف میشود. آمریکا میتواند این فشار را افزایش دهد و همزمان بهگونهای عمل کند که کانالهای بشردوستانه باز بماند.
علاوه بر حوزه نظامی و مالی، کارزار نفوذ نیز وجود دارد. در ژوییه ۲۰۲۴، مدیر اطلاعات ملی در دولت بایدن اعلام کرد برخی بازیگران دولتی جمهوری اسلامی با هویت کنشگر در فضای مجازی فعالیت میکنند، آمریکاییها را تشویق به اعتراض میکنند و به برخی معترضان کمک مالی کردهاند. او تاکید کرد آمریکاییهای معترض با حسن نیت عمل میکنند و نکته این است که تهران شکافهای داخلی آمریکا را میدان نبردی قابل بهرهبرداری میبیند.
همچنین، در پروندههای قضایی به عملیاتهای مرتبط با جمهوری اسلامی در خاک آمریکا از جمله طرحهایی علیه مخالفان و مقامها اشاره شده و گزارشهایی از تلاش برای اثرگذاری بر فضای فکری در کشورهای غربی منتشر شده است.
چرا این موضوع برای سیاست «اول آمریکا» اهمیت دارد؟ زیرا جنگ اطلاعاتی مشخص میکند آیا آمریکا میتواند مانند قدرتی مستقل عمل کند یا خیر. کشوری که نتواند نفوذ خارجی را تشخیص دهد، در نهایت با خود وارد جدل میشود، در حالی که رقبا آهنگ تحولات را تعیین میکنند.
برخی محافظهکاران همچنان بر فشار، تحریم، هشدار و دفاع تاکید میکنند. دفاع جایگاه خود را دارد، اما آمریکا را به دروازهبانی دائمی تبدیل میکند، جمهوری اسلامی پیدرپی حمله میکند و آمریکا هزینه محافظت را میپردازد.
بازدارندگی ساختار بازی را تغییر میدهد. هزینه حمله به آمریکاییها را بالا میبرد و فرماندهان سپاه پاسداران و شرکای نیابتیاش را قانع میکند که هر حمله بهایی دارد که نمیتوان آن را به نام یک گروه شبهنظامی واگذار کرد.
شبکه نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی آمریکاییها را کشته است. رهبران جمهوری اسلامی آشکارا از هدفگیری پایگاههای آمریکا سخن میگویند و گروههایی را تامین مالی و تسلیح میکنند که نظم جهانی را مختل و آمریکا را وادار به حضور دائمی در نقاط مختلف جهان میکنند. عملیات نفوذ نیز شکافهای داخلی جامعه آمریکا را عمیقتر میکنند.
سیاست «اول آمریکا» رویکردی را طلب میکند که با انضباط و در صورت لزوم با توسل به زور، از آمریکاییها محافظت کند. این میتواند بهمعنای کارزار مستقیم علیه سپاه پاسداران یا راهبردی مرحلهبهمرحله برای تضعیف ابزارهای کنترل و خشونت حکومت باشد. در هر صورت، این دکترین باید با واقعیت موجود مواجه شود، زیرا سپاه پاسداران پیشتر با آمریکا رودررو شده است.
ترجمه از اورشلیم پست

