بازار سرمایه ایران در روزهای اخیر یکی از پرتنشترین مقاطع خود در سالهای اخیر را پشتسر میگذارد، روندی که با افت پیدرپی شاخصها، افزایش صفهای فروش و تشدید خروج پول حقیقی همراه است. تازهترین دادهها نشان میدهد بورس تهران در آغاز اسفند ۱۴۰۴ همچنان در مدار نزولی حرکت میکند و نشانههای فرار سرمایه از بازار سهام بیش از گذشته قابل مشاهده است.
در نخستین روزهای اسفند، شاخص کل بورس تهران با سقوط بیش از ۱۰۰هزار واحدی به محدوده حدود ۳.۷ میلیون واحد عقب نشست، افتی که از نظر شدت جزو سنگینترین ریزشهای اخیر بازار طی سال جاری محسوب میشود. گزارشها حاکی از آن است که حدود ۹۰ درصد نمادها در این روزها منفی بوده و ارزش صفهای فروش چندین برابر صفهای خرید ثبت شده است.
این در حالی است که بازار از هفتههای پایانی بهمن وارد فاز اصلاحی شده بود و به گفته تحلیلگران، شکستهشدن مرز روانی چهار میلیون واحد نقش مهمی در افزایش ترس معاملهگران ایفا کرد. افت شاخص در بازه کوتاه چند هفتهای حتی به بیش از ۳۰۰ هزار واحد نیز رسیده است.
روز شنبه نیز با سقوط مجدد بورس ارزش دلاری به کف ششماهه خود رسید. کارشناسان عقبنشینی به کانال ۷۶ میلیارد دلار را زنگ خطری جدی برای یک ماه پایانی سال میدانند. در پایان معاملات شنبه دوم اسفندماه نیز شاخص کل با کاهشی ۲.۷ درصدی و ریزش بیش از ۱۰۰ هزار واحد در محدوده سه میلیون و ۷۰۰ واحدی ایستاده است. ارزش معاملات خرد چهار میلیارد و ۹۸۲ میلیون تومان و تراز پول حقیقی به منفی یک میلیارد و ۵۲۶ میلیون تومان رسیده است.
این وضعیت باعث شده افزایش خروج نقدینگی حقیقی به اصلیترین مشخصه ریزشهای اخیر بازار تبدیل شود. تنها در برخی روزهای معاملاتی بهمنماه بیش از ۲.۳ هزار میلیارد تومان سرمایه از بورس خارج شده است. در مقیاس هفتگی نیز آمارها از خروج حدود یک هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان پول حقیقی حکایت دارد، که نشاندهنده غلبه احتیاط بر تصمیم سرمایهگذاران خرد است.
حتی در معاملات روزهای اخیر، گزارشهایی از خروج صدها میلیارد تومان پول حقیقی از صنایع بزرگ مانند فلزات اساسی، بانکها و پتروشیمیها منتشر شده است، صنایعی که معمولا نقش هدایتکننده بازار را دارند. کارشناسان بازار سرمایه معتقدند تداوم این روند میتواند به کاهش عمق معاملات و تشدید نوسانات منفی منجر شود.
دلایل ریزش؛ از مخاطرات سیاسی تا تغییر انتظارات تورمی
تحلیلگران دلایل متعددی را برای موج جدید سقوط بورس برمیشمارند. نخستین عامل، افزایش مخاطرات سیاسی و احتمال جنگ میان ایران و آمریکا است که باعث افزایشعدم قطعیت در تصمیم سرمایهگذاران شده است. عامل دوم، تغییر انتظارات تورمی و نوسانات نرخ ارز است که نقش مهمی در تعدیل ارزشگذاری سهام ایفا میکند.
افزون بر این، کاهش ارزش معاملات خرد و افزایش نسبت فروش حقیقیها به خرید، نشانه کاهش اعتماد عمومی به بازار تلقی میشود. برخی تحلیلها حتی از محافظهکاری گسترده سرمایهگذاران خرد و حرکت آنها به سمت بازارهای کمخطرتر خبر میدهند.
با تشدید خروج پول حقیقی، یکی از مهمترین پرسشها مقصد سرمایههای خارجشده است. بررسی روندهای موازی نشان میدهد بخش مهمی از این نقدینگی به بازارهای جانبی منتقل میشود.
میزان بازدهی سه بازار بورس، ارز و طلا این واقعیت را پیش چشم میگذارد. بازدهی بازار سرمایه در بهمن ماه ۱۵ درصد کاهش یافت و در مقابل بازار دلار و طلا به ترتیب ۱۲.۵ و ۲۰ درصد رشد قیمت را به ثبت رساندند.
تجربه دورههای گذشته نیز نشان میدهد هر زمان بورس وارد فاز اصلاحی شده، بخشی از نقدینگی بهسمت بازار ارز حرکت کرده است. رشد قیمت دلار و عبور مجدد آن از مرز ۱۶۴ هزار تومان یکی از نشانههای حرکت سرمایه از بورس به سمت بازارهای جانبی است. همزمان با رشد قیمت ارز، طلا نیز بهعنوان دارایی امن در دورههای بیثباتی اقتصادی جذابیت بیشتری پیدا کرده است. رسیدن قیمت سکه امامی به ۲۰۲ میلیون تومان خود بهخوبی این بلاتکلیفی سرمایه میان بازارهای مالی را نمایان میسازد. این روند نشان میدهد سرمایهگذاران خرد برای حفظ ارزش داراییهایشان طلا را جایگزین سهام میکنند.
پیامدهای اقتصادی خروج سرمایه از بورس
ادامه روند خروج سرمایه از بورس پیامدهای گستردهای برای اقتصاد ایران خواهد داشت. کاهش نقدشوندگی بازار سرمایه، کاهش توان تامین مالی شرکتها و افزایش سفتهبازی در بازارهای موازی از مهمترین تبعات این وضعیت است. از سوی دیگر، انتقال نقدینگی به بازارهای غیرمولد مانند ارز و طلا نوسانات تورمی را تشدید و سیاستگذاری اقتصادی را با چالشهای بیشتری مواجه میکند.
کامل ابراهیمیان، کارشناس بازار سرمایه، معتقد است اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه و در ادامه آن قطعی اینترنت، در کنار مخاطرات سیاسی خارج از بازار، سایه سنگینی بر معاملات سهام انداخت و باعث تشدید اصلاح بازار شد. از سوی دیگر، افزایش نرخ اوراق خزانه به بیش از ۴۰ درصد، بهعنوان یکی از رقبای اصلی بازار سهام، جذابیت بالایی برای سرمایهگذاران خطرگریز ایجاد کرد و فشار فروش را در بازار افزایش داد.
در این روزهای حساس، بورس در نقطهای قرار دارد که مخاطرات بالایی برای سرمایهداران آن ایجاد کرده است، به نحوی که تردیدها به هرگونه احتمال ریزش در صورت وقوع جنگ یا بالا گرفتن سطح هرگونه بحران داخلی ممکن است به فرار گسترده سرمایه از آن منجر شود؛ به گفته کارشناسان، دلیل اصلی تردیدها درباره حفظ سرمایه در بازار بورس و پرهیز از ورود سرمایه حقیقی به بازار، همین موضوع است.

