نشانهها، هم بر اساس گفتههای منتشرشده از اطرافیان دونالد ترامپ و هم بر پایه استقرار نظامی آمریکا، حاکی از نزدیکشدن به درگیری است.
یوآو لیمور در اسرائیل هیوم مینویسد گزارشها از شکلگیری بزرگترین تجمع نیروی آمریکا در خاورمیانه از زمان جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ به اینسو حکایت دارد و بعید است چنین آرایشی صرفا برای بازدارندگی باشد. جزئیات مذاکرات ژنو که با تاخیر منتشر شد نیز با فضای خوشبینانهای که وزیران خارجه جمهوری اسلامی و عمان ترسیم کرده بودند، همخوانی نداشت. همراهی جمهوری اسلامی در موضوع هستهای محدود بود و درباره موشکهای بالستیک، نیروهای نیابتی و سرکوب معترضان تمایلی به گفتوگوی جدی نشان داده نشد.
در میان تحلیلگران و نهادهای اطلاعاتی غربی درباره علت سرسختی رهبر جمهوری اسلامی اختلاف نظر وجود دارد. درحالیکه آیتالله خمینی در پایان جنگ ایران و عراق برای رفع تهدید موجودیتی آتشبس را پذیرفت، انتظار میرفت اکنون نیز تصمیمی مشابه برای حفظ نظام اتخاذ شود؛ اما مسیر کنونی خطراتی برای آینده حکومت ایجاد کرده است.
در آمریکا و اسرائیل نیز سخن از این است که هدف احتمالی جنگ میتواند تغییر حکومت باشد؛ هدفی که تحقق آن به عواملی چون شدت و مدت حملات، فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی، فشار داخلی در ایران و وجود نیروهای جایگزین در قدرت وابسته است. این وضعیت همزمان با ماه رمضان و حساسیت افکار عمومی منطقه به جنگ، پیچیدهتر میشود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
دونالد ترامپ بهعنوان سیاستمداری شناخته میشود که به نتایج سریع گرایش دارد، اما درگیری با جمهوری اسلامی ممکن است به جنگی طولانی تبدیل شود. تجربه افغانستان و عراق نشان داد سرنگونی حکومتها بدون عملیات زمینی ممکن نبود و حتی پس از تصرف نیز نتایج پایدار به دست نیامد.
پس از جنگ ژوئن گذشته، در محافل دفاعی اسرائیل این برداشت شکل گرفت که جمهوری اسلامی ضعیفتر از تصور پیشین است؛ ضربات به نیروهای نیابتی بهویژه حزبالله، و فشارهای اقتصادی داخلی این برداشت را تقویت کرده و در نتیجه، مخالفان خارجی و داخلی رژیم احساس میکنند پنجره فرصتی کمسابقه ایجاد شده است. سرعت و سهولت رسیدن نیروی هوایی اسرائیل به تهران بسیاری را غافلگیر کرد و اشتیاق را افزایش داد. بعید است در صورت وقوع جنگی دیگر، اسرائیل به دستاوردی ناقص رضایت دهد و آنچه رخ داد را فقط «نیمی از کار» میداند.
اسرائیل سه نگرانی اصلی درباره جمهوری اسلامی دارد: برنامه هستهای، موشکها و شبکه نیروهای نیابتی. آمریکا موضوع چهارمی را نیز مطرح میکند: سرکوب داخلی معترضان. درباره برنامه هستهای گفته میشود تاسیسات در جنگ قبلی آسیب دیدند، اما جمهوری اسلامی با اقدامهای زیرساختی و تحقیقاتی امکان ازسرگیری فعالیت را برای آینده حفظ و از تحویل اورانیوم با غلظت بالا نیز خودداری کرده است، هرچند اعلام کرده در چارچوب توافق ممکن است آن را واگذار کند.
در حوزه موشکی، جمهوری اسلامی موشکها را بازدارندگی اصلی در برابر اسرائیل میداند و در حال افزایش ذخایر موشکیاش است، موضوعی که موجب نگرانی اسرائیل شده و احتمال اقدام پیشگیرانه را مطرح کرده است.
در زمینه نیروهای نیابتی، جمهوری اسلامی همچنان از آنها حمایت میکند، اما سقوط حکومت بشار اسد مسیرهای انتقال به لبنان را دشوار کرده، و دولت لبنان و عملیات نظامی اسرائیل نیز روند بازسازی حزبالله را محدود کردهاند. این گروه با دوگانه وفاداری به لبنان یا جمهوری اسلامی مواجه است و تصمیمش میتواند بر مشارکت در جنگ اثر بگذارد. حوثیهای یمن نیز احتمالا در صورت درگیری وارد میدان خواهند شد. همزمان، سرکوب معترضان ایرانی با بازداشتهای گسترده دنبال شده و امید به این است که فشار خارجی بتواند اعتراضهای داخلی را دوباره شعلهور کند.
اسرائیل هیوم مینویسد هیچ نقطه واحدی وجود ندارد که با نابودی آن حکومت فرو بپاشد، زیرا مراکز قدرت متعددی از جمله سپاه پاسداران حضور دارند که پس از ضربات گذشته نیز توانستهاند خود را بازسازی کنند. در نتیجه، حملات احتمالی میتواند معطوف نخبگان سیاسی، مذهبی و امنیتی و نیز زیرساختهای وابسته به سپاه پاسداران و بسیج باشد تا فضای ترس عمومی کاهش پیدا کند و اعتراضهای داخلی تقویت شود. در این میان، هرچند بازدارندگی داخلی حکومت همچنان قدرتمند ارزیابی میشود، نقش ارتش ایران نامشخص و این پرسش مطرح است که آیا میتواند عامل تغییر شود و آیا چهرههایی در آن وجود دارند که برای جامعه ایران و آمریکا قابل قبول باشند؟
بر اساس گزارش رسانههای آمریکایی در هفته گذشته، اسرائیل ممکن است به حمله آمریکا بپیوندد. اگر جمهوری اسلامی تصمیم بگیرد پیشدستی و حمله کند، اسرائیل با دوراهی مواجه خواهد شد. ماه گذشته، نگرانیهایی وجود داشت که تهران دست به چنین اقدامی بزند و این امر سطح آمادگی دفاعی و تهاجمی اسرائیل را افزایش داد. رزمایش مشترک جمهوری اسلامی و روسیه که با بستن تنگه هرمز و شلیک موشک همراه بود، احتمالا سطح نگرانی در اسرائیل را بالا برد. پرسش همیشگی این است که در صورت تشخیص نیت روشن جمهوری اسلامی برای حمله، باید اقدام پیشدستانه کرد یا خیر. پاسخ مثبت به نظر میرسد، دستکم بهعنوان درسی که از حمله ۷ اکتبر حماس گرفته شد؛ اما در عمل مسئله پیچیدهتر است، زیرا چنین حملهای تقریبا بیتردید به جنگی میانجامد که ناگزیر آمریکا را نیز درگیر میکند. اسرائیل فعلا مایل است واشنگتن آغازگر باشد و متهم نشود که ترامپ را به اقدام واداشته است.
با این حال، بیصبری اسرائیل در انتظار آغاز درگیری رو به افزایش است. نگرانی دائمی این است که ترامپ در آخرین لحظه، به هر دلیل، مسیر خود را تغییر دهد و حمله را به تعویق بیندازد یا لغو کند. در حال حاضر مسئله کمتر «آیا»، و بیشتر «چه زمانی» است، اما با ترامپ هیچ چیز تا لحظه پایانی قطعی نیست.

