اختصاصی ایندیپندنت فارسی؛ آرش طلوع زیر شکنجه در بازداشتگاه مشهد کشته شد

پیش از این علی حیدری ویرانی هم پس از بازداشت در اعتراضات مشهد، در بازداشتگاه کشته شده بود

ایندیپندنت فارسی روز شنبه دوم اسفند مطلع شد که آرش طلوع، جوان معترض ۳۵ ساله در مشهد، که از ۲۲ دی‌ماه بازداشت شده بود، بر اثر شکنجه در بازداشتگاه اداره اطلاعات مشهد جان باخته است.

یکی از نزدیکان آرش طلوع با ارسال مستنداتی برای ایندیپندنت فارسی گفت: «شب گذشته پیکر بی‌جان آرش را به خانواده تحویل دادند و امروز شنبه، مراسم خاکسپاری او در قطعه ۲۵ آرامستان بهشت‌رضای مشهد در حال برگزاری است. ماموران لباس‌شخصی اداره اطلاعات مشهد، ۲۲ دی با حمله به منزل شخصی‌اش او را بازداشت کردند و مدعی شدند لیدر خیابانی اعتراضات بوده، درحالی‌که این ادعا صحت نداشت و آرش مانند صدها هزار شهروند دیگر فقط در تجمعات حضور داشت و شعار می‌داد.»

به گفته این منبع مطلع، پس از حدود یک ماه بی‌خبری، پیکر مجروح و آسیب‌دیده آرش طلوع به بیمارستان ولایت، متعلق به آستان قدس رضوی، منتقل و سپس به خانواده او اطلاع داده شد. «وقتی به بیمارستان رسیدیم، دیدیم هر دو دستش شکسته، سراسر بدنش زخمی و در کماست. هفته گذشته پزشکان اعلام کردند سطح هوشیاری او چهار است و در نهایت روز گذشته جان باخت.»

او افزود: «آرش جوانی مودب و مهربان بود. عاشق ایران بود و مثل بسیاری از جوانان معترض دیگر، از هواداران شاهزاده رضا پهلوی محسوب می‌شد و می‌گفت می‌خواهیم ایران را پس بگیریم. یکی از دوستانش را نیز همزمان با او بازداشت کردند و چنان مورد ضرب‌وشتم قرار دادند که هنوز هم در بیمارستان بستری است.»

بر اساس این گزارش، اکنون اعضای خانواده آرش طلوع تحت فشار و تهدید امنیتی شدید قرار دارند که درباره جزئیات این پرونده سکوت کنند و مراسم عمومی عزاداری برگزار نکنند. مراسم خاکسپاری روز شنبه هم با حضور تعداد محدودی از اعضای خانواده و حضور نیروهای سرکوبگر برگزار شد.

نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته سابقه‌ای طولانی در قتل بازداشت‌شدگان و مخالفان سیاسی در زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها داشته‌اند. پیش‌تر نیز ایندیپندنت فارسی گزارش داده بود که علی حیدری ویرانی، جوان ۲۰ ساله و اهل روستای ویرانی در بخش شاندیز شهرستان بینالود استان خراسان رضوی، پس از بازداشت در جریان انقلاب ملی در مشهد کشته شده است. او ۱۸ دی‌ماه بازداشت شد و تا ۲۰ بهمن از وضعیتش هیچ اطلاعی به خانواده او داده نشده بود.

سرانجام یک مقام امنیتی با خانواده تماس گرفت و از آنان خواست برای تحویل پیکر فرزندشان مراجعه کنند. نزدیکان او به ایندیپندنت فارسی گفتند شواهد نشان می‌دهد که علی حیدری نیز در بازداشتگاه «کشته شده»، چراکه پیش از بازداشت در سلامت کامل بوده است.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

مشهد، زادگاه رهبر جمهوری اسلامی، با حضور احمد علم‌الهدی در مقام «نماینده ولی‌فقیه» در این شهر، سال‌ها است به یکی از امنیتی‌ترین نقاط ایران بدل شده است. این شهر همچنان برخلاف شهرهای دیگر ایران، با محدودیت‌هایی مانند ممنوعیت برگزاری کنسرت‌های موسیقی و حتی ممانعت از حضور زنان در ورزشگاه‌ها روبه‌رو است.

با این حال، سبک زندگی نسل جوان در مشهد، کاملا با خواسته‌های مقام‌های ارشد نظام ایران مغایر است و انقلاب ملی ایرانیان و حضور گسترده شهروندان مشهدی در خیابان‌ها، همزمان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی نیز نشان داد شمار بسیاری از مردم این شهر در صف مخالفان جمهوری اسلامی قرار دارند.

در چنین فضایی، انتشار ویدیوهای فراوان از به رگبار بستن معترضان با گلوله جنگی در مشهد و سپس کشته‌شدن چندین جوان در بازداشتگاه‌ها، این گمان را تقویت کرده است که شدت و دامنه برخوردهای امنیتی در این شهر، در قیاس با نقاط دیگر ایران، گسترده‌تر و سخت‌گیرانه‌تر بوده است.

از سوی دیگر، اطلاعات، ویدیوها، تصاویر، مدارک پزشکی قانونی و هزاران روایت متنوع ارسال‌شده برای ایندیپندنت فارسی در هفته‌های گذشته، حاکی از آن است که جمهوری اسلامی پس از کشتار وسیع شهروندان در خیابان‌ها، اکنون به قتل و اعدام‌های پنهانی در بازداشتگاه‌های غیررسمی روی آورده است؛ الگویی که در آن، خیابان، بازداشتگاه، بیمارستان و سردخانه، به حلقه‌های پیوسته یک چرخه مرگ تبدیل شده‌اند.

سرنوشت احد اکبری در تهران نمونه آشکار دیگری از این موضوع است. احد اکبری ۴۴ ساله روز ۱۸ دی در چهارراه سرسبز نارمک به‌دست نیروهای لباس‌شخصی بازداشت شد، اما هفته بعد پیکر بی‌جانش را در سردخانه کهریزک به خانواده‌اش تحویل دادند. دوستانش می‌گویند آثار شکنجه روی بدن او مشاهده می‌شده و او بر اثر شکنجه شدید در بازداشتگاه جمهوری اسلامی جان باخته است؛ روایتی که با گزارش‌های متعدد دیگر درباره مرگ بازداشت‌شدگان در زندان همخوانی دارد.

روایت دیگری که از تهران به دست ایندیپندنت فارسی رسیده، ابعاد هولناک‌تری از این روند را نشان می‌دهد. یک فعال سیاسی شناخته‌شده که به دلیل مسائل امنیتی نامش اعلام نمی‌شود، می‌گوید: «دوشنبه‌شب هفته قبل ریختند خانه یکی از دوستانم و پسرش را بردند. فردا عصر به خانواده‌اش زنگ زدند که برای شناسایی جنازه بیایید.» به گفته این فرد، «خانواده هنگام مراجعه متوجه شدند فرزندشان کشته شده، اما پیکر را تحویل ندادند. چند روز بعد، زمانی که دوباره برای تحویل جنازه مراجعه کردند، آثار بخیه روی بدن دیده می‌شد و برخی اعضای بدن، ازجمله یک چشم او تخلیه شده بود.»

این روایت‌ها، تنها نمونه‌هایی از صدها گزارشی است که از تهران، مشهد و دیگر شهرها برای ایندیپندنت فارسی فرستاده شده و نشان می‌دهد سرکوب جمهوری اسلامی پس از دو شب خونین ۱۸ و ۱۹ دی، وارد مرحله‌ای پنهان‌تر و مرگ‌بارتر شده است.