شهر استوار مرودشت؛ از ستون‌های تخت جمشید تا جاویدنامان انقلاب شیر و خورشید

حالا در چهلمین روز کشته شدن جاویدنامان، مرودشت بار دیگر به صحنه‌ حضور و همبستگی مردم تبدیل شده است

مراسم چهلم جاویدنام عرفان بزرگی در مرودشت‌ــ x./mamlekate

مرودشت، شهری که نامش با تاریخ هزاران ساله ایران گره خورده است و شکوه و جلال ایران باستان را نمایندگی می‌کند، در انقلاب ملی شیر و خورشید نیز یکی از جلوداران مبارزه با استبداد نظام ولایت فقیه بود و معترضان این شهر از نخستین روزهای دی‌ماه به خیابان‌ها آمدند. آن‌ها سپس در روزهای هجدهم و نوزدهم دی‌ماه، در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، تجمعی گسترده، شگفتی‌ساز و پرصلابت را برگزار کردند، اما پاسخ دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی به این شکوه و مدنیت، چیزی جز رگبار گلوله نبود.

حالا در چهلمین روز کشته شدن جاویدنامان، مرودشت بار دیگر به صحنه‌ حضور و همبستگی مردمی تبدیل شده است که سوگ را به صحنه اعتراض تبدیل کرده‌اند.

ویدیوهایی که از این شهر در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود، کوچه‌ها و خیابان‌ها را با تصاویر جاویدنامان نشان می‌دهد. گزارش‌ها همچنین از شرکت گسترده مردم در مراسم چهلم جاویدنامان حکایت دارد.

در این مراسم‌، حاضران با کنار گذاشتن شیوه‌های سنتی عزاداری، یاد جاویدنامان را به شکلی حماسی و اعتراضی گرامی داشتند و همچون دیگر نقاط ایران، در مرودشت نیز دست‌ زدن‌های هماهنگ، دف‌ زدن، موسیقی و رقص سوگ، جایگزین شیوه‌های سنتی شد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

تصاویر مراسم چهلم جاویدنام عرفان بزرگی که روز ۲۴ بهمن در مرودشت برگزار شد، نشان می‌دهد حاضران با رقص و دف‌ نوازی بر مزار او حضور یافتند و یادش را گرامی داشتند. در اقدامی نمادین، وسایل حنابندان و عروسی به مزار او آورده و لباس دامادی و مدال‌های قهرمانی‌اش میان جمعیت گردانده شد. حاضران در این مراسم شعارهایی مانند «این گل پرپرشده، هدیه به میهن شده» سر دادند.

عرفان بزرگی، قهرمان مچ‌اندازی استان فارس، پنجشنبه‌شب هجدهم دی‌ماه در جریان انقلاب ملی در مرودشت، با شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی از ناحیه سر به‌شدت مجروح شد و پس از انتقال به بیمارستان، جان باخت.

روز پنجشنبه ۲۳ بهمن‌ماه نیز جمعی از مردم مرودشت بر مزار جاویدنام سارا برومند گرد آمدند. تصاویر منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که حاضران برای گرامیداشت یاد و نام این مادر جوان، آیینی مشابه برگزار کردند و دف‌نوازی سنتی کنار مزارش اجرا شد؛ آیینی که سوگ را به کنشی جمعی و همدلانه تبدیل می‌کند.

سارا برومند، دانشجوی ۲۷ ساله رشته حقوق دانشگاه آزاد واحد زرقان و ساکن مرودشت، مادر یک پسر پنج‌ ساله بود. او روز ۱۹ دی‌ماه و در جریان انقلاب ملی ایران، بر اثر شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شد.

مراسم چهلم جاویدنام میلاد کشتکار نیز در مرودشت به همین شکل برگزار شد. در مراسم چهلم جاویدنام جواد زارعی، ۲۴ ساله و تازه‌داماد، لباس دامادی او را در میان جمعیت گرداندند.

آیین یادبود منصور مختاری، ۲۹ ساله نیز که دوازدهم دی‌ماه با شلیک گلوله سرکوبگران کشته شد، صحنه‌ای از اعتراض و همدلی بود. او دانش‌آموخته کارشناسی برق صنعتی بود و در کنار تحصیل، به کار صافکاری و خیاطی مشغول بود و بعدها خیاطی را به شکل حرفه‌ای ادامه داد. مدتی نیز در اداره راه کار کرد و سپس برای فعالیت روی کشتی به دوره‌های دریانوردی رفت.

مختاری مدرک بهداشت، ایمنی و محیط زیست برای فعالیت در پتروشیمی و نیز شناسنامه دریایی داشت. به گفته نزدیکانش، جوانی خوش‌رو و مسئولیت‌پذیر بود که همواره به خانواده و دوستانش کمک می‌کرد.

ویدیو منتشرشده از مراسم چهلم جاویدنام محمدقاسم روستا، از کشته‌شدگان مرودشت، برگزاری این آیین را در آرامستان روستای دودج از توابع شهرستان زرقان استان فارس نشان می‌دهد. این مراسم با ساز و نقاره که معمولا در عروسی‌های استان فارس و جنوب ایران رواج دارد، برگزار شد.

مرودشت جاویدنامان دیگری نیز داشت. از جمله علی زارعی، ۲۷ ساله که هجدهم دی‌ماه با شلیک نیروهای جمهوری اسلامی کشته شد. نزدیکانش می‌گویند او بدون شرکت در دوره یا برخورداری از حمایت استاد، موفق شد در آزمون بورسیه مهندسی آی‌تی آلمان که در دبی برگزار شده بود، پذیرفته شود. همان روزی که جان باخت، خبر قبولی‌اش در مصاحبه آلمان را دریافت کرده و قرار بود طی روزهای بعد در انتظار صدور ویزا باشد. او پیش از خروج از خانه گفته بود می‌خواهد «دین خود را به کشور و مردمش ادا کند».

میلاد فلاحی، ۳۶ ساله ساکن تهران و زاده مرودشت بود. او نیز هدف گلوله قرار گرفت و پیکرش یک هفته بعد به خانواده تحویل داده شد.

ابوالفضل میرزایی میرزایی، ۳۳ ساله راننده و اهل روستای قلعه‌سنگی، ۱۹ دی در مرودشت کشته شد و خانواده‌اش ۲۱ دی‌ماه او را در زادگاهش به خاک سپردند.

علی استخر، متولد ۲۹ آذر ۱۳۷۹ و اهل مرودشت، شامگاه ۱۹ دی‌ماه در جریان اعتراضات بهارستان اصفهان پس از ضرب‌وشتم به دست نیروهای امنیتی به بیمارستان منتقل شد. کادر درمان به خانواده‌اش اعلام کردند که نیروهای امنیتی او را ربوده‌اند. پیکر او پس از ۱۰ روز، در حالی که خانواده تحت فشارها و تهدیدهای شدید امنیتی قرار داشتند، با جای تیر در پیشانی،‌ تحویل داده شد.

در سرکوب خونین مرودشت، همچون دیگر نقاط ایران، شماری از کودکان و نوجوانان نیز کشته شدند؛ از جمله آنان، پویا جعفری، نوجوان ۱۴ ساله اهل لپویی در نزدیکی زرقان و مرودشت استان فارس بود که شامگاه ۱۸ دی‌ماه در جریان اعتراضات سراسری، با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی به ناحیه سر و چشم جان باخت.

بنا بر اطلاعات رسیده، خانواده‌ پس از تیراندازی، پیکر او را به بیمارستان خلیلی شیراز منتقل کردند. با وجود آنکه این نوجوان جانش را از دست داده بود، پزشک بیمارستان اعلام کرد که باید چشم او تخلیه شود، اما ساعاتی بعد و پس از تماس نیروهای حکومتی، پیکر پویا به‌طور ناگهانی از بیمارستان منتقل شد. چهار تا پنج روز بعد، جسد پویا جعفری تنها پس از اخذ تعهد و دریافت پول، به خانواده تحویل داده شد.

سهیل (یاسین) الماسی، نوجوان ۱۷ ساله اهل مرودشت، نیز ۱۹ دی‌ماه با اصابت گلوله نیروهای سرکوبگر کشته شد. علیرضا سعیدی‌فرد، نوجوان ۱۸ ساله مرودشتی، نیز ۱۹ دی‌ماه کشته شد. در تصاویری که منتشر شده، لباس خونین و کفش‌های او را در همان محلی که هدف گلوله قرار گرفته بود، به نشانه یادبود قرار داده‌اند.

در میان جان‌باختگان سرکوب مرودشت، نام مریم زردشت نیز ثبت شده است؛ پزشکی ساکن شیراز که برای کمک راهی این شهر شده بود، اما در محیط بیمارستان هدف حمله قرار گرفت، به‌شدت مجروح شد و پس از انتقال به بخش مراقبت‌های ویژه و یک هفته بستری بودن، جان سپرد.