پس از سرکوب خشونتآمیز اعتراضهای مردمی در سال ۱۳۸۸، باراک اوباما، رئیسجمهوری وقت ایالات متحده، در پی معامله هستهای با جمهوری اسلامی برآمد. اکنون تهران بار دیگر امیدوار است که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری فعلی ایالات متحده، نیز همان اشتباه را مرتکب شود و البته همانطور که دیدیم، دور دیگری از مذاکرات هستهای روز سهشنبه در ژنو برگزار شد. با این همه، نیروها و تجهیزات نظامی که ترامپ به منطقه اعزام کرده، همچنان میتواند بهعنوان دلیلی در نظر گرفته شود که او ممکن است گزینهای جز توافق با تهران، را انتخاب کند.
دونالد ترامپ در جریان قیام ملی مردم ایران در دیماه قول داد به کمک مردم معترضان برود. این وعده در شرایطی حساس و زمانی مطرح شد که نیروهای مسلح حکومتی مردم بیدفاع را در مقیاسی بسیار گستردهتر از قبل، قتلعام میکردند.
آن قتلعام و چنان وعدهای موقعیتی تاریخی برای مقابله با ماهیت واقعی جمهوری اسلامی به نظر میرسید، با این حال، آنچه دیده میشود، این است که مقامهای آمریکایی دوباره در مذاکراتی در مورد غنیسازی هستهای، اورانیوم ذخیرهشده و کنسرسیومهای منطقهای درگیر شدهاند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
جای تعجب نیست که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، از «پیشرفت خوب» در گفتگوهای ژنو خبر دهد. او در حالی که اعلام کرد ممکن است توافق بهسرعت حاصل نشودــ همان سیاست همیشگی رژیمــ گفت که طرفین به «در مورد مجموعهای از اصول راهنما» به توافقی کلی رسیدهاند.
با این حال جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، روز سهشنبه گفت که ترامپ «خط قرمزهایی تعیین کرده که ایرانیها هنوز حاضر نشدهاند آنها را بپذیرند». در سوی دیگر، میانجی عمانی به پیشرفت گفتگوهای دو طرف اشاره کرد و یک مقام آمریکایی دیگر هم گفت که تهران قول داده است در دو هفته آینده «پیشنهادهای مفصلی» ارائه دهد.
آیا جمهوری اسلامی دو هفته دیگر فرصت دارد؟ شاید، زیرا دومین ناو هواپیمابر آمریکا در حال اعزام به منطقه است و گزارش شده که ایالات متحده در ۲۴ ساعت گذشته، بیش از ۵۰ جنگنده اف۳۵، اف۲۲ و اف۱۶ به منطقه منتقل کرده است.
بهرغم اعزام این ناوگان عظیم به نزدیکی ایران، دونالد ترامپ به انعطافپذیری اهمیت میدهد و میتواند هر خط قرمزی را که ترسیم کرده است، نادیده بگیرد. همانطور که اوباما در سوریه با هزینه زیاد، مرتکب این عمل شد. اکنون با توجه به ایدههایی که جمهوری اسلامی تاکنون مطرح کرده است، رسیدن به یک توافق احتمالا مستلزم تسلیم شدن ترامپ خواهد بود، اما او چرا باید چنین کند؟ آن هم در حالی که رژیم حاکم بر ایران بهشدت از مردم خود میترسد، اسرائیل آن را از نظر نظامی بسیار تضعیف کرده و تحت فشار اقتصادی شدید است؟
امتیاز اصلی که تهران در مورد آن بحث میکند، تعلیق غنیسازی اورانیوم برای مدتی مشخص است. این در حالی است که اکنون به لطف بمبافکنهای آمریکایی دیگر غنیسازی در کار نیست و تهران میخواهد آنچه را در حال حاضر ندارد و از دست داده است، بهانه معاملهای قرار دهد که در ازای آن، لغو تحریمهای ایالات متحده را به دست بیاورد؛ اقدامی که میتواند یک راه نجات برای رژیم و خیانتی علنی به معترضان باشد.
تهران در مورد فرصتهایی برای سرمایهگذاری ایالات متحده هم صحبت میکند و ترفند دیگرش، واگذاری غنیسازی هستهای در آینده به یک کنسرسیوم منطقهای است. از سوی دیگر، در حالی که تحویل ذخایر اورانیوم غنیشده زیرآوارمانده باید شرط لازم برای هر توافقی باشد، جمهوری اسلامی میخواهد روسیه آنها را نگه دارد. از طرفی همچنان در برابر ارائه گزارش درباره جزئیات فعالیتهای گذشتهاش مقاومت میکند که در واقع راهکارش برای پنهان کردن تواناییهای هستهای به شمار میرود.
خطای اساسی این است که فکر کنیم ایالات متحده میتواند تهدید هستهای تهران را متوقف کند و در عین حال، از قدرت رژیم حاکم بر ایران بکاهد. اینکه گفته شود مقابله با جمهوری اسلامی مشکل مردم ایران است، نگاهی تقلیلگرایانه و نادرست است؛ آن هم پس از اینکه هزاران نفر در خیابانهای ایران جانشان را از دست دادند.
واقعیتی که آمریکا باید در نظر بگیرد این است که لجاجت هستهای جمهوری اسلامی در ماهیت این رژیم ریشه دارد. رژیم حاکم بر ایران که از ابتدا تهاجمی و انقلابی بود، به چیزی تبدیل شده است که یک مورخ، آن را «دولت امنیتیاسلامی» مینامد. برنامه هستهای، برنامه موشکی، قتلعام معترضان و حمایت از شبهنظامیان نیابتی همگی از پیامدهای ادامه حاکمیت جمهوری اسلامیاند و تا زمانی که این رژیم بر سر کار باشد، هیچیک از آنها پایان نخواهند یافت.
برگرفته از والاستریت ژورنال

