در میان رشتهکوههای زاگرس، دینارکوه و کبیرکوه، چون دو حصار بلند، شهری را در آغوش گرفتهاند که مردمانش به خوی و منش کوهستان شهرت دارند؛ خستگیناپذیرند، مبارزه و ایستادگی را از کودکی میآموزند و یاد گرفتهاند که حتی در سختترین روزهای زندگی نیز همچون کوه مقاوم باشند و عزت نفسشان را حفظ کنند. نام این شهر آبدانان است؛ شهری که این روزها جلودار حماسهآفرینی انقلاب ملی شیر و خورشید شده و ایستادگی و رشادت زنان و مردانش در برابر ظلم، یک جهان را به شگفتی واداشته است.
شهرستان آبدانان چهارمین شهر پرجمعیت استان ایلام است؛ استانی که زیر سایه سنگین ناکارآمدی و فساد ساختاری جمهوری اسلامی، رنج مزمن محرومیت را بر دوش میکشد.
آبدانان از شمالشرق با شهرستان درهشهر هممرز است، از شمال به میمه از توابع شهرستان دهلران میرسد و از جنوب به اندیمشک منتهی میشود. این شهر با وجود محصور بودن در دل کوهستان، آبوهوایی مدیترانهای دارد و تابستانهایش نسبتا گرم و زمستانهایش معتدل و تقریبا پربارش است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
ساکنان آبدانان هم کردها هستند و هم لرها. بیشتر مردم به زبان کردی با گویش کردلی که از گویشهای کردی ایلام است، صحبت میکنند. زبان بسیاری دیگر از آنها نیز لری با گویش لری بالاگریوهای و لری خرمآبادی است. زبان لکی هم در شهرستان آبدانان، بهویژه در بخشهایی از شهر و چند روستای اطراف آن صحبت میشود.
پیشینه و جاذبههای تاریخی آبدانان
آبدانان در حاشیه جنوبی زاگرس، لایههای فشردهای از تاریخ را در سینه خود حفظ کرده است. پیشینه تاریخی این شهر و پیرامونش بهویژه بر پایه شواهد باستانشناسی، دستکم تا دوره ساسانی قابلپیگیری است.
در میان آثار شناختهشده بخش مرکزی شهرستان، قلعه باستانی هزار در، مشهور به قلعه سیس، شاخصترین نمادهای این گذشته است؛ دژی سنگی در انتهای منطقه هزاردر که باستانشناسان قدمتش را به دوره ساسانی نسبت میدهند.
این قلعه مانند بسیاری از سازههای دفاعی منطقه، بر ارتفاعی مشرف به مسیرهای ارتباطی ساخته شده و کارکردی آشکارا نظامی داشته، هرچند امروز جز ویرانهای خاموش، چیزی از آن باقی نمانده است. پشتقلعه و قلعه هزارانی نیز که احتمالا بهعنوان حلقههای مکمل یک شبکه دیدهبانی و کنترلی عمل میکردند، همین وضعیت را دارند.
در کنار این دژها، بقایای شهر جولیان لایهای دیگر از تاریخ آبدانان را آشکار میکند که جز کاربری نظامی، از استقرار شهری و حتی نشانههایی از کارکردهای آیینی، از جمله احتمال وجود آتشکده ساسانی، هم شواهدی در خود دارد. از این شهر هم امروزه فقط ردی مبهم باقی مانده است.
مجموعه تاریخی پنجبرادر، شهرهای تاریخی تلور و سرآب و محوطههایی چون شهر چوره و شهر جولیان، همگی قطعات یک پازلاند. چوره با قدمتی بیش از ۱۵ قرن، بر فراز دینارکوه نماد قدرت و امنیت بود و سرآب نیز نمونهای از استقرارهای حسابشده در جغرافیای سخت زاگرس به شمار میرفت.
جاذبههای طبیعی آبدانان
آبدانان با پیوندی زدن کوه، جنگل و آب، یکی از غنیترین چشماندازهای طبیعی جنوب زاگرس را در خود شکل داده است. طبیعت این شهرستان، بهویژه در دامنهها و ارتفاعات دینارکوه و کبیرکوه، پوشیده از گونههای گیاهی متنوع است؛ از جنگلهای کهن بلوط گرفته تا بادام کوهی، پسته کوهی، زالزالک، انجیر کوهی و گیلاس وحشی. بنه، دانهای کوهی که هم در خوراک محلی استفاده میشود و هم سوغات مسافران است، نیز یکی از شناسههای زیستی و اقتصادی آبدانان است.
منطقه حفاظتشده دینارکوه در آبدانان در گذشته زیستگاه گونههای متعددی از پستانداران و پرندگان بود. اگرچه شکار بیرویه و تخریب تدریجی تنوع زیستی آن را بهشدت کاهش داده، حیات وحش هنوز در این جنگلها نفس میکشد و همین نفس کشیدن دینارکوه را به یکی از حساسترین و ارزشمندترین ذخیرهگاههای طبیعی استان ایلام تبدیل کرده است.
در کنار کوهستان و جنگل، آب در جذابیتهای طبیعی آبدانان نقشی تعیینکننده دارد که آبشارهای ماهوته و تختان از شاخصترین جلوههای آن به شمار میروند. در همین جغرافیا، دریاچه دوقلوی آبدانان در قلب کوهستان هم چشماندازی خیرهکننده آفریده است.
تفریحگاه سرآب آبدانان و منطقه میانوار از توابع روستای ماسپی نیز از دیگر نقاطیاند که طبیعت آبدانان را بهویژه در ایام نوروز در کانون توجه مسافران قرار میدهند.
در کنار این جاذبههای طبیعی، محصولات بومی چون عسل کوهی، گیوه، گلیم، ترخینه و نانها و شیرینیهای محلی از جاذبههای گردشگری این شهر به شمار میروند.
منابع طبیعی آبدانان
آبدانان از نظر منابع طبیعی نیز یکی از غنیترین شهرستانهای استان ایلام است. این شهرستان بر ذخایر قابلتوجهی از نفت، گاز، گوگرد و دیگر منابع کانی چون زاج استوار است و در کنار آن، وجود چشمههای آبگرم، منابع آب سطحی و زیرزمینی، جنگلها و مراتع گسترده، ظرفیت بالایی برای کشاورزی و دامداری فراهم کرده است. با این حال، بهرهبرداری از این منابع بهگونهای صورت گرفته که در بهبود معیشت مردم و رونق اقتصاد محلی سهمی نداشته است.
در حوزه انرژی، اگرچه آبدانان معادن عظیم نفت و گاز دارد، استخراج و مدیریت این منابع خارج از منطق توسعه منطقهای انجام میشود و نه صنایع پاییندستی شکل گرفته، نه اشتغال محلی پایدار ایجاد شده و نه درآمد حاصل از این ثروت طبیعی به زیرساختهای شهرستان بازگشته است.
در بخش کشاورزی، نیز نبود سرمایهگذاری و سیاستهای ناکارآمد، باعث شده است کشاورزی نتوانددر کاهش بیکاری یا افزایش درآمد مردم منطقه نقش موثری ایفا کند. دامداری نیز که زمانی یکی از پایههای اقتصاد محلی بود، امروز زیر فشار هزینهها، خشکسالیهای مقطعی و کاهش حمایتهای دولتی رو به فرسایش است.
در چنین شرایطی فرصتهای شغلی محدود، بهویژه برای جوانان و زنان، موجب مهاجرت، بیکاری پنهان و گسترش ناامنی اقتصادی شده است.
راههای ارتباطی، نماد محرومیت و ناکارآمدی مزمن
میتوان گفت که مهمترین جلوه محرومیت در آبدانان ضعف شبکه ارتباطی و دسترسی به این شهر است. به دلیل قرار داشتن در میان دو کوه، دسترسی به آبدانان همواره پیچیدگیهایی داشته، اما کافی است بدانیم که تنها راه ارتباطی به این شهر قبل از وقوع انقلاب اسلامی و در سال ۱۳۵۰، به سفارش ارتش و مطابق اصول مهندسی وقت، بهعنوان جاده کبیرکوه احداث شد؛ جادهای که از دل کوه میگذرد و هنوز هم شریان اصلی ارتباطی شهرستان به شمار میآید.
این مسیر اگرچه در فصل بهار به دلیل چشماندازهای طبیعی به جادهای توریستی بدل میشود، زمستانها یکی از خطرناکترین راههای منطقه است، بهگونهای که بدون زنجیر چرخ، عبور از آن ممکن نیست. با این همه، در بیش از چهار دهه پس از انقلاب، هیچ جایگزین ایمن، سریع یا استانداردی برای آن ایجاد نشده است.
وضعیت فرودگاه آبدانان نیز روایت دیگری از همین ناکارآمدی است. فرودگاه نظامی این شهرستان سال ۱۳۵۲ با استانداردهای فنی آن زمان و بر نیازهای نظامی، ترابری و لجستیکی نیروی هوایی وقت ساخته شد. این فرودگاه که در چهار کیلومتری شرق شهر قرار دارد، در دوران جنگ ایران و عراق نقش تدارکاتی و عملیاتی مهمی ایفا میکرد، اما امروز بدون استفاده رها شده است.
مبارزه و ایستادگی مردم آبدانان در برابر ستم
محرومیتهای مزمن در این شهر که در فساد و ناکارآمدی نظام حاکم ریشه دارد، در کنار روحیه دیرینه ایستادگی مردم، آبدانان را به یکی از کانونهای برجسته مبارزه علیه جمهوری اسلامی تبدیل کرده است؛ مردمانی که در بزنگاههای تاریخی بارها نشان دادهاند که تسلیم را برنمیتابند.
در اعتراضهای سالهای گذشته، از جمله خیزش مهسا در سال ۱۴۰۱، مردم آبدانان حضوری چشمگیر و اثرگذار داشتند و صحنههایی از جسارت و همبستگی آفریدند. این نقش پیشرو در دیماه امسال نیز تکرار شد؛ زمانی که آبدانان در شمار نخستین شهرهایی قرار گرفت که به انقلاب ملی شیر و خورشید پیوست و هزاران نفر از مردمانش با حضور در خیابانها، اعتراض خود را به بحرانهای عمیق اقتصادی و معیشتی اعلام کردند.
یکی از شاخصترین و ماندگارترین صحنههای این اعتراضات، هجوم گروهی از معترضان به یکی از شعبههای فروشگاه افق کوروش بود؛ کنشی که برخلاف انتظار، به غارت ختم نشد و معترضان کیسههای برنج را به خانه نبردند، بلکه با پاره کردن آنها و پاشیدن برنج در هوا، صحنهای نمادین و فراموشنشدنی خلق کردند. این تصویر بهسرعت به کنشی اعتراضی، خلاقانه و معنادار تبدیل شد و در شبکههای اجتماعی بازتاب گسترده یافت، واکنش سیاستمداران و رسانههای جهانی را برانگیخت و توجه افکار عمومی را به آبدانان جلب کرد. بسیاری این رفتار را نماد عزتنفس معترضان دانستند.
در روزهای شانزدهم و هفدهم دیماه، مردم آبدانان کنترل شهر را در دست گرفتند و نیروهای انتظامی و سرکوب را به عقب راندند. در پاسخ، دستگاه سرکوب حکومتی با قطع کامل اینترنت، تلفنهای همراه و تمامی ابزارهای ارتباطی، شهر را محاصره کرد و با اعزام گسترده نیروهای امنیتی و نظامی، موجی از خشونت به راه انداخت و تعدادی از مردم را به رگبار بست.
با این همه، اعتراضها در آبدانان متوقف نشد و مردم این شهر، با وجود سرکوب گسترده، به مقاومت ادامه دادند و مراسم سوگواری جانباختگان را به صحنههایی تازه از اعتراض علیه حکومت تبدیل کردند.
ویدیوهایی که از مراسم چهلم کشتهشدگان از جمله علیرضا صیدی، نوجوان ۱۷ ساله اهل آبدانان، منتشر شد، جمعیتی انبوه را نشان میدهد که با سر دادن شعارهایی چون «مرگ بر خامنهای»، «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر اصل ولایت فقیه»، خشم و اعتراض خود را بیپرده فریاد میزنند تا ثابت کنند که آبدانان، با همه زخمها و هزینههای که داده، همچنان ایستاده است.

