درپی تجمعات گسترده و چند صد هزار نفری روز شنبه ۱۴ فوریه ایرانیان خارج از کشور، بهویژه در شهرهایی چون مونیخ، تورنتو، لسآنجلس و سیدنی، مقامهای جمهوری اسلامی و رسانههای داخلی و نزدیک به حکومت واکنشهای مختلفی نشان دادند. رسانهها و مقامهای رسمی ایران با تلاش برای انکار گستردگی جمعیت، در تقابل با روایت رسانههای جهانی و مستقل قرار گرفتهاند که این تجمعات را بیسابقه و چشمگیر توصیف کردند.
مرور مواضع رسمی و گزارشهای رسانههای حکومتی نشان میدهد این رویکرد از دستگاه دیپلماسی تا مجلس و رسانههای اصولگرا امتداد یافته است. در اغلب این واکنشها، بهجای پرداختن به ابعاد جمعیتی و پیام سیاسی تجمعات، تلاش شده است اصل موضوع به پروژهای خارجی یا تبلیغاتی تقلیل یابد.
مهمترین واکنش رسمی را عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، مطرح کرد. او با اشاره به فضای ایجادشده پیرامون تجمعات مونیخ و حضور چهرههای مخالف جمهوری اسلامی، کنفرانس امنیتی مونیخ را «سیرک مونیخ» توصیف کرد و آن را نشانه افول جایگاه اروپا دانست. این در حالی است که با وجود تلاش مقاهای سیاست خارجه حکومت ایران از آنها برای حضور در نشست دعوت به عمل نیامد.
همچنین این موضعگیری نشان میدهد دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی تلاش کرده است تمرکز بحث را از خود تجمعات به نقد رویکرد دولتهای اروپایی منتقل کند- راهبردی که در سالهای اخیر اغلب در واکنش به اعتراضات خارج از کشور دیده شده است. عراقچی همچنین اروپا را متهم کرد تحولات داخلی ایران را درک نمیکند و دچار سردرگمی شده است.
اما برخی کارشناسان مستقل یادآور شدهاند بخش مهمی از واکنش عراقچی به دلیل حذف او از کنفرانس مونیخ و فشار جامعه ایرانیان خارج از کشور برای جلوگیری از حضور مقامهای جمهوری اسلامی بوده است. در فضای رسمی جمهوری اسلامی، چنین ادبیاتی معمولا با هدف کاهش مشروعیت بینالمللی مخالفان بهکار میرود؛ به این معنا که بهجای پاسخ مستقیم به میزان مشارکت یا پیام سیاسی تجمعات، اصل موضوع به «پروژه غرب» نسبت داده میشود.
تمرکز بر کوچکنمایی جمعیت
بازتاب رسانههای داخلی نشان میدهد روایت غالب همان روایت نهادهای امنیتی و مقامهای رسمی است. در این چارچوب، برخی نمایندگان مجلس تجمعات را پروژهای هدایتشده از خارج معرفی کردهاند. این خط خبری با روایت رسمی حکومت درباره اعتراضات داخلی که اعتراضات را «اغتشاش» یا «جنگ ترکیبی» میخواند، همسو است.
مرتضی محمودی، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی، ضمن حمله به شخص شاهزاده رضا پهلوی و انکار بزرگی جمعیت، تجمع مونیخ را شکستی برای حامیان او توصیف کرد. محمودی گفت: «برگزارکنندگان تلاش کردند با بهرهگیری از فضای عمومی و همزمانی با یک برنامه نمایشی در محل، تصویری بزرگتر از واقعیت ارائه دهند، اما آنچه در عمل رخ داد با ادعاها فاصله زیادی داشت.»
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
رسانههای نزدیک به جریان اصولگرا نیز تلاش گستردهای برای زیر سوال بردن میزان مشارکت در تجمعات انجام دادهاند. خبرگزاریها و وبسایتهای داخلی با تیترهایی مانند «سیاهیلشکر» یا «نمایش چند هزار نفره» کوشیدهاند حضور گسترده ایرانیان معترض در خارج از کشور را کماهمیت جلوه دهند. این الگوی هماهنگشده در رسانههای داخلی مدعی است تجمع مونیخ، با وجود برنامهریزی چند هفتهای، تنها حدود ۱۰ هزار نفر را جذب کرده که برخلاف مستندات عینی و اعلام رسمی پلیس آلمان است.
نادیده گرفتن گزارشهای رسمی پلیس ایالت بایرن که شمار تجمعکنندگان مونیخ را ۲۵۰ هزار نفر اعلام کرده است، از نظر تحلیلگران نشاندهنده شدت حساسیت حاکمیت نسبت به این رویداد است. گستردگی بی سابقه تجمعات در شهرهای مختلف جهان نیز به باور تحلیلگران مستقل بیانگر آن است مجموع تجمعات شاهد حضور بیش از یک میلیون ایرانی بوده است- عددی که به گفته آنان دلیل اصلی واکنش رسانهای حاکمیت محسوب میشود.
خبرگزاری تسنیم با تیتر «افتضاح مونیخ» شمار تجمعکنندگان را کمتر از تجمع سال ۱۴۰۱ برلین دانست، در حالی که همین رسانه در آن سال نیز شمار شرکتکنندگان در تجمع برلین را ناچیز توصیف کرده بود. این تناقض نشان میدهد برای رد وسعت جمعیت مونیخ و دیگر شهرها، برخی رسانههای حاکمیتی حتی روایتهای پیشین خود را نیز نادیده گرفتهاند.
تکیه بر تصاویر غیرواقعی یا تحریفشده از تجمعات نیز الگوی تکراری در رسانههای جمهوری اسلامی است. برخی رسانهها با انتشار تصاویر مربوط به ساعاتی پیش از آغاز تجمعات، روایت خود را بر خلوتی محل گردهمایی مونیخ بنا کردهاند و همین الگو در میان کاربران نزدیک به حاکمیت در رسانههای اجتماعی نیز تکرار شده است.
خبرگزاری فارس با تیتر «تقلای ضدانقلاب در مونیخ برای جمعکردن سیاهیلشکر» ادعا کرده است که حاضران در تجمع افراد اجارهای یا غیرایرانی بودهاند. این روایت در دیگر رسانههای رسمی نیز تکرار شده است. به گفته ناظران، در شرایطی که امکان انکار جمعیت گسترده ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی وجود ندارد، این رسانهها با القای حضور مهاجران دیگر کشورها میکوشند سهم ایرانیان را کاهش دهند. این ادعاها با گزارش رسانههای مستقل جهان همخوانی ندارد؛ گزارشهایی که تصریح کردهاند خیابانهای مونیخ در روز تجمع در اختیار جامعه ایرانیان قرار داشت.
وبسایت خبر فوری نیز همسو با دیگر رسانههای حاکمیتی، با اشاره به هوای سرد و بارانی مونیخ، تردد معترضان را به ترک محل نسبت داده است. این ادعا نیز با تصاویر و گزارشهای رسانههای بینالمللی که ایستادگی و حضور ایرانیان حتی در هوای بارانی را برجسته کردهاند، همخوانی ندارد.
تلاش برای بیاثر نشاندادن پیام سیاسی تجمعات
آنچه در اغلب روایتها و اظهارنظر مقامهای رسمی مشترک است، تاکید بر بیاثر بودن تجمعات خارج از کشور بر وضعیت سیاسی جمهوری اسلامی و فضای اعتراضی داخل ایران است. در این چارچوب، رسانهها و مقامها تاکید کردهاند این تجمعات تاثیری بر مشروعیت بینالمللی جمهوری اسلامی ندارد و حامیان آن صرفا در حال نمایش سیاسی بودهاند.
این درحالی است که برخی تحلیلها تجمعات دیاسپورا را بخشی از فشار سیاسی فزاینده بر جمهوری اسلامی توصیف کردهاند و آن را در پیوند با اعتراضات داخلی و فشارهای حقوق بشری ارزیابی میکنند. حضور لینزی گراهام، سناتور آمریکایی، در میان معترضان و حمایت او از نماد شیر و خورشید، در کنار اشاره رسانههای بینالمللی به نقش شاهزاده رضا پهلوی در سازماندهی سیاسی مخالفان، از جمله نشانههایی است که در تحلیلهای خارجی مورد توجه قرار گرفته است.
در داخل ایران نیز بازگشت شعارهای شبانه از خانهها با ذکر نام شاهزاده رضا پهلوی و خواست سرنگونی حکومت، از نظر برخی ناظران نشان میدهد بخشی از جامعه داخل کشور از مشاهده حضور گسترده ایرانیان خارج از کشور احساس همبستگی کرده است. همزمانی این تجمعات با افزایش حضور نیروهای گارد ویژه و ماموران امنیتی در خیابانهای شهرهای ایران نیز به باور برخی تحلیلگران نشان میدهد نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی برخلاف روایت رسانهای رسمی، این تجمعات را بیاهمیت تلقی نکردهاند.
فاصله قابل توجه میان روایت رسمی حکومت از تجمعات روز شنبه و آنچه در رسانههای اجتماعی کاربران ایرانی دیده میشود، بار دیگر شکاف میان روایت رسمی و واقعیت میدانی را برجسته کرده است. این شکاف موجب شده است تاثیر نمادین و سیاسی تجمعات خارج از کشور بر مشروعیت جمهوری اسلامی در سطح افکار عمومی جهانی و ایرانیان داخل کشور افزایش یابد.
به گفته تحلیلگران، همین تاثیر نمادین دلیل اصلی تلاش هماهنگ رسانههای رسمی برای انکار یا کماهمیت جلوه دادن تجمعات دیاسپورا است، تلاشی که هدف آن کاهش اثرگذاری این تجمعات بر افکار عمومی داخل ایران، جامعه جهانی و دولتهای خارجی عنوان میشود. در مجموع، واکنشهای رسمی و رسانهای جمهوری اسلامی به تجمعات گسترده ۱۴ فوریه نشان میدهد حاکمیت ایران این رویداد را صرفا یک تجمع اعتراضی معمولی تلقی نکرده، بلکه آن را رویدادی با پیامدهای بالقوه سیاسی در عرصه بینالمللی و داخلی ارزیابی کرده است.

