باربی و پیتر رینولدز، زوج بریتانیایی که شهروندی افغانستان را نیز دارند و دستکم سه دهه از عمرشان را صرف آموزش و امدادرسانی در این کشور کردهاند، میگویند آنچه طی هشت ماه زندان طالبان بر آنان گذشت، «نزدیکترین چیز به جهنم» بود.
این زوج سالمند که فوریه ۲۰۲۵ در بامیان بازداشت و سپتامبر همان سال با میانجیگری دولت قطر آزاد شدند، میگویند پس از بازداشت و زندانی شدن، خانهشان غارت شد و اموال و املاکشان نیز ضبط شد. رینولدزها پس از آزادی از زندان طالبان و بازگشت به بریتانیا، اکنون در آپارتمان پسرشان در شهر بت در جنوبغرب این کشور زندگی میکنند و جزئیات آنچه را در دوران زندان بر آنان گذشته است، با تایمز در میان گذاشتهاند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
این گزارش به قلم کریستینا لمب، نویسنده و خبرنگار باسابقه تایمز منتشر شد. کریستینا لمب که نزدیک به سه دهه است در حوزه افغانستان و پاکستان کار میکند، روایتها و مشاهدات پیتر و باربی از زندگیشان در افغانستان، رابطه عاشقانه و ازدواجشان در آن کشور، سالها کار و تلاش برای آموزش و توانمندسازی جامعه و در نهایت بازداشت، زندان و آزار و اذیت به دست طالبان را شرح داده است.
سلولهایی «پر از موش و سوسک» در اداره استخبارات طالبان
پیتر و باربی اول فوریه ۲۰۲۵ که از کابل با هواپیما به بامیان رفتند، بازداشت شدند. آنها پس از یک شبانهروز، به کابل منتقل و به وزارت داخله که تحت کنترل سراجالدین حقانی است، برده شدند.
این زوج سالمند میگویند در محل نگهداری آنان در وزارت داخله در کابل، خبری از بهداشت نبود و «سلولها دیوارهایی پوشیده از کپک سیاه و موش» داشتند. پیتر توضیح میدهد که ماموران طالبان در وزارت داخله، از او و همسرش بیش از سه ساعت بازجویی کردند و پرسشها اغلب درباره مذهب بود. به گفته پیتر، یکی از ماموران طالبان از او پرسید: «آیا میگویی صدای خدا را میشنوی؟ آیا خدا با تو حرف میزند؟ آیا قبل از ازدواج با همسرت رابطه جنسی داشتی؟»
طالبان آنان را «مبلغ مذهبی» نام دادند، کارکنانشان را بازجویی کردند و سپس ادعا کردند گذرنامه و مجوز کارشان جعلی است. پیتر میگوید به مامور طالبان گفتم: «گذرنامهام را از حکومت خودتان گرفتم. از همان طالبی که گفت به افغانستان خوش آمدید.»
پیتر و باربی پس از بازجویی در وزارت داخله در کابل، به بامیان منتقل شدند و با خانه خود که غارت شده بود، مواجه شدند. این زوج بریتانیایی در سالهای اخیر بیشتر فعالیتشان را در بامیان متمرکز کرده بودند و به همین دلیل در مرکز این شهر زندگی میکردند. به آنها گفته شد قرار است در بامیان محاکمه شوند، اما دوباره به کابل منتقل و زندانی شدند.
زندان پلچرخی، «نزدیکترین چیز به جهنم»
این زوج میگویند که در زندان با رفتارهای غیرانسانی و تحقیر و توهین مواجه شدند و ماموران طالبان آنان را «کافر» صدا میزدند. آنان از مجموع هشت ماه حبس در کابل، سه ماه را در زندان پلچرخی سپری کردند که آن را «نزدیکترین چیز به جهنم» توصیف میکنند.
پیتر در این زندان در سلولی با دو مرد دیگر نگهداری میشد. او میگوید برخی مردان صرفا به دلیل بدهی و ناتوانی در بازپرداخت آن زندانی بودند، اما افراد متجاوز و قاتل هم بودند.
باربی در بخش زنان و در سلولی با ۱۵ زن و دو کودک، نگهداری میشد. در این سلول فقط پنج تخت دوطبقه وجود داشت که یکی از تختها به آشپزخانه ابتدایی تبدیل شده بود و برخی زنان روی زمین میخوابیدند. باربی میگوید چهار دوش وجود داشت، اما «هیچکدام کار نمیکرد»، بنابراین مجبور بودند از شیر آب استفاده کنند که آب آن در جویی که وسط راهرو و «پر از زباله» بود، جاری میشد. به گفته باربی، دستشویی هم چیزی جز «سوراخی در زمین» نبود و چندتا از توالتها هم خراب بودند.
آشنایی باربی با زبان فارسی به او امکان داد با همسلولیها حرف بزند و از پروندههایی مطلع شود که بازتاب برخورد نظام قضایی طالبان با زنان است. او میگوید دختری ۱۹ ساله را به جرم رانندگی زندانی کرده بودند. زنی دیگر هم «به دلیل صحبت با یک مرد» بازداشت شده و حکم سنگین گرفته بود. باربی میافزاید که ۹۰ درصد زنانی که با من زندانی بودند، مجرم نبودند و بسیاری حتی نمیدانستند حکمشان چیست و «ماهها، حتی سالها» در انتظار میماندند.
بیخبری و تلاش برای زنده ماندن
پیتر و باربی هفتهها اجازه دیدن همدیگر را نداشتند. باربی میگوید به دنبال راهی برای دوام آوردن بود و به همین دلیل آموزش زبان انگلیسی به زنان و کودکان را آغاز کرد. این برنامه به باربی کمک کرد تا علاوه بر سرگرم شدن، احساس امیدواری کند و در شرایط دشوار و بیخبری زنده بماند.
در اواسط مه، پیتر اجازه یافت یک شب را کنار باربی در زندان زنان بگذراند. روز بعد، طالبان به آنها گفتند که آزاد شدهاند، اما این آزادی به خانه ختم نشد و آنها را به اداره کل استخبارات بردند و پنج هفته در زیرزمینی بدون نور زندانی کردند. باربی میگوید زیرزمینی اداره استخبارات طالبان «پر از موش و سوسک» بود، اما تنها دلخوشی آنها این بود که دستکم باهم بودند.
این زوج سالمند بریتانیایی میگویند که طالبان به آنها مشکوک بودند که تبلیغ مذهبی میکنند و در یکی از جلسات دادگاه از پیتر پرسیده شد که چرا همه کتابهایی که در خانهاش در بامیان داشت ضد اسلام بودند. پیتر در پاسخ گفت یک نمونه نشان دهید که ثابت شود محتوای کتابها علیه اسلام است، اما طالبان هیچ مدرکی ارائه نکردند.
پیتر و باربی هشت ماه در زندانهای طالبان بودند، تا اینکه سپتامبر ۲۰۲۵، تلاشهای دیپلماتیک بریتانیا و قطر، به آزادی آنان انجامید.
با وجود این، پیتر میگوید دوست دارد مردی را که دستور بازداشتشان را داد، در آغوش بگیرد. او میافزاید: «میخواهم بغلش کنم تا بداند کار خیلی بدی کرد، اما من او را میبخشم و اگر تغییر کنند، دوست دارم در آینده با آنها کار کنم.»

