نزدیک به سه دهه پس از مرگ غمانگیز جان اف. کندی جونیور و کارولین بست، رابطهای که زمانی خوراک بیوقفه تیتر رسانههای دهه ۹۰ بود، دوباره به مرکز توجه بازگشته است. سریال تازه «قصه عشق» میکوشد افسانه این زوج را بازسازی کند، اما میان تصویر تلویزیونی دراماتیک و واقعیت زندگی آنها چه قدر فاصله است؟ هارپر بازار درباره عشق، شهرت و فشاری که این رابطه را هم به اسطوره بدل کرد و هم در عین حال سبب فرسودگی آن شد گزارشی منتشر کرده است.
آشنایی در اتاق پرو «کلوین کلاین»
سریال در روایت اصلی کمی دخل و تصرف کرده و نخستین دیدار را در یک رویداد کاری تصویر میکند، اما طبق اسناد رسمی و به گفته الیزابت بلر، زندگینامهنویس، این دو در سال ۱۹۹۲ در اتاق پرو لباس برند کلوین کلاین با هم آشنا شدند. کارولین در آن زمان در فروشگاه این برند کار میکرد و با مشتریان ویژه از جمله جان سروکار داشت. میگویند پس از آنکه به جان برای انتخاب کتوشلوار کمک کرد شمارهاش را به او داد، و داستان از همانجا آغاز شد.
همزمانی با رابطه دیگر
بهگزارش هارپربازار، رابطه پر فراز و نشیب جان با بازیگر داریل هانا در دهه ۹۰ بارها تیتر رسانهها شد. برخی دوستان نزدیک جان معتقدند که آشنایی او با کارولین با رابطه او با دریل همزمان بوده و این نکتهای است که سریال نیز به آن میپردازد.
رز مری ترنزیو، دستیار اجرایی پیشین جان، در کتاب «جان اف. کندی جونیور: یک زندگینامه شفاهی صمیمانه» گفته است که هر دو در آن زمان با افراد دیگری نیز قرار میگذاشتند. اما در سال ۱۹۹۴ دوباره به هم نزدیک شدند و رابطهشان جدیتر شد. با این حال، انتشار عکسی از جان و دریل در یک مراسم سینمایی باعث شد کارولین برای مدتی ارتباطش را قطع کند.
پس از درگذشت ژاکلین کندی مادر جان، کارولین دوباره با او تماس گرفت. کمی بعد، جان رابطهاش را با دریل بهطور رسمی پایان داد و برای همیشه در کنار کارولین ماند.
میل شدید به حفظ حریم خصوصی
کارولین که پیش از این شهروندی عادی بود، با ورود به خانوادهای که رسانهها آن را «سلطنت آمریکایی» مینامیدند، ناگهان در معرض نگاه دائمی مطبوعات قرار گرفت. او هرگز مصاحبهای انجام نداد و بهندرت درباره زندگی شخصیاش سخن گفت. به گفته بلر، فشار حضور دائمی خبرنگاران بیرون خانهاش بخشی از آزادی و شادی او را گرفت. او شهرت را «دزد شادی» میدانست، بهویژه زمانی که فشار پاپاراتزیها شدت گرفت.
مراسم ازدواج کاملا محرمانه
آنها نامزدیشان را ماهها از چشم رسانهها پنهان کردند و در ۲۱ سپتامبر ۱۹۹۶ در مراسمی خصوصی در «اولین کلیسای باپتیست آفریقایی» (First African Baptist Church) واقع در جزیرهای دورافتاده در جورجیا ازدواج کردند. در این مراسم کمتر از ۴۰ مهمان حضور داشتند، از جمله خواهر بزرگتر جان، کارولین کندی. لباس عروس کارولین، لباسی ساده از نارسیسو رودریگز، به یکی از نمادهای عروسی مدرن بدل شد و تا امروز الهامبخش بسیاری از عروسهاست.
فشار برای «کندی بودن»
پس از ازدواج، کارولین ظاهرا احساس میکرد باید با تصویری که افکار عمومی از همسر یک کندی بودن دارد هماهنگ شود. تغییر رنگ مو و کاهش وزن بخشی از این تلاشها بود. با این حال، رسانههای زرد اغلب او را در نقش «مقصر» بازنمایی میکردند.
مشاوره ازدواج و روزهای دشوار
در ماههای پایانی زندگیشان، آنها برای تقویت رابطهشان به جلسات مشاوره ازدواج میرفتند. فشارهای متعدد، از مشکلات حرفهای جان تا بیماری یکی از اعضای خانواده، بر زندگی مشترکشان سایه انداخته بود. با این حال، نزدیکانشان تاکید کردهاند که قصد جدایی نداشتند و حتی به فکر این بودند که خارج از نیویورک خانهای بخرند و بچهدار شوند.
مرگ پس از سقوط هواپیما
در ۱۶ ژوئیه ۱۹۹۹، جان، کارولین و خواهر کارولین، لورن بست، با هواپیمای کوچکی که جان آن را هدایت میکرد عازم مراسم عروسی یکی از بستگانشان شدند. هواپیما هرگز به مقصد نرسید و در اقیانوس اطلس، نزدیک مارتاز وینیارد، سقوط کرد. تحقیقات نشان داد که احتمالا جان به دلیل «اختلال حسی در پرواز شبانه» هنگام پرواز شبانه کنترل هواپیما را از دست داده است.
پنج روز بعد، جسد هر سه نفر پیدا شد و کالبدشکافی تایید کرد که بر اثر شدت برخورد جان باختهاند. داستان کارولین و جان، آمیزهای از افسانه و واقعیت است؛ روایتی که میان رویای عاشقانه و فشار بیامان شهرت شکل گرفت. اکنون سریال «قصه عشق» تلاش میکند این اسطوره مدرن را دوباره روایت کند، اما همانطور که تاریخ نشان میدهد حقیقت همیشه پیچیدهتر از داستان است.

