آمار بالای کشته‌شدگان اعتراضات در ایران؛ تصویری روشن از درنده‌خویی جمهوری اسلامی

رژیم حاکم بر ایران آنقدر بقای خود را در خطر دیده که یکی از بدترین قتل‌عام‌های نیم قرن گذشته را انجام داده است

جمهوری اسلامی ایران یکی از سخت‌ترین دوران‌هایش را سپری می‌کند. ارتش اسرائیل در طول دو سال گذشته، متحدان و نیروهای نیابتی تهران را در منطقه به‌شدت تضعیف کرده است. جنگ ۱۲ روزه هم که با حملات ایالات متحده همراه شد، توان رژيم حاکم بر ایران را بیش‌از‌پیش متزلزل کرد. پس از آن، یکی از گسترده‌ترین اعتراض‌های ضدحکومتی در ایران به راه افتاد که تا جمهوری اسلامی را تا آستانه سرنگونی پیش برد، اما با سرکوب وحشیانه رژیم پاسخ داده و سرکوب شد.

پاسخ به این پرسش که در جریان خیزش اخیر مردم ایران، جمهوری اسلامی تا چه اندازه احساس می‌کرد که سقوطش نزدیک است، با توجه به قطعی اینترنت و فضای خفقان‌آوری که بر جامعه ایران حاکم شده، دشوار است، اما در چنین شرایطی، اغلب یک نشانه واضح و قابل اتکا وجود دارد: سنجش میزان خشونتی که یک رژیم در پاسخ به ناآرامی‌ها به کار می‌گیرد. این شاید دردآور باشد، اما یکی از راه‌های اندازه‌گیری چنین واکنش، براورد شمار جان‌باختگان است.

تعیین شمار کشته‌شدگان صرفا سنجه‌ای برای میزان خطری که یک رژیم احساس می‌کند نیست، بلکه گامی حیاتی برای برای دسترسی به عدالت برای قربانیان و پاسخگو کردن عاملان این جنایت‌ها نیز به شمار می‌رود.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

با این حال، محاسبه آن بسیار دشوارتر از بیانش است، زیرا بزرگ‌نمایی یا کم‌نمایی تلفات از دیرباز جزئی جدایی‌ناپذیر از برخوردهای مسلحانه بوده است. در جنگ‌های متعارف، طرف‌های درگیر معمولا تلفات خود را کم و تلفات دشمن را بزرگ جلوه می‌دهند تا روحیه را بالا ببرند و نزدیک بودن پیروزی را القا کنند. اما در شورش‌های داخلی‌ــ مانند آنچه در ایران شاهد بودیم‌ــ این معادله غالبا وارونه می‌شود. یعنی دولت تعداد تلفات را پایین اعلام می‌کند، چرا که هیچ حکومتی نمی‌خواهد به‌عنوان قاتل شهروندانش دیده شود.

رژیم حاکم بر ایران که معترضان را با خشونتی مرگبار سرکوب و اینترنت را قطع کرد، بر اساس همین رویه، در تلاش است تعداد کشته‌شدگان را اندک جلوه دهد. حکومت جمهوری اسلامی اعلام کرده که تا روز ۲۱ ژانویه‌ــ پس از سرکوب و به خانه فرستادن معترضان‌ــ  سه هزار و ۱۱۷ نفر کشته شده‌اند؛ تلفاتی که ادعا می‌شود چند صد نفرشان نیروهای امنیتی بوده‌اند.

این تعداد با آنچه اکنون بیشتر رسانه‌های بین‌المللی و گروه‌های حقوق بشری خارجی گزارش می‌کنند، تفاوت فاحشی دارد. این گروه‌ها که اغلب بر اساس تصاویر ویدیویی و تماس‌های تلفنی مخفیانه از منابع داخل ایران کار می‌کنند، تخمین‌های خود از افراد کشته‌شده در جریان اعتراض‌ها را از بیش از شش هزار و ۸۰۰ نفر (خبرگزاری فعالان حقوق بشر مستقر در واشنگتن) تا ۳۰ هزار نفر (گزارش شده در مجله تایم) براورد کرده‌اند.

در این میان چه کسی درست می‌گوید؟ سابقه رژیم حاکم بر ایران در توسل به خشونت در مواقع حساس، سرنخی برای پاسخ به این پرسش ارائه می‌دهد. در جریان اعتراض‌‌های سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸)، زمانی که تظاهرات‌کنندگان پس از انتخابات ریاست‌جمهوری به خیابان‌ها آمدند تا به آنچه دزدیده شدن را‌یشان می‌نامیدند، اعتراض کنند، نیروهای حکومتی صدها نفر را کشتند. کشته‌شدگان جنبش زن، زندگی، آزادی که در سال ۲۰۲۲ آغاز شد، هم حدود ۵۵۰ نفر براورد می‌شود.

در چنین شرایطی، حتی ارقامی که خود رژیم، منتشر کرده، با موارد گذشته از تفاوت چشمگیری دارد. ضمن اینکه آمار حکومت به احتمال بالا، ساختگی است.

به عنوان مثال، در شهر رشت، خبرگزاری فعالان حقوق بشر دست‌کم ۳۹۲ مورد مرگ را ثبت کرده‌اند. اگر در رشت، با جمعیتی حدود ۷۶۶ هزار نفر، این تعداد کشته شده باشند، باید تصور کرد در مورد تهران، با جمعیت ۱۰ میلیون نفر و سایر شهرهای بزرگ، چه رقم بزرگی قابل محاسبه است.

مردم در سراسر ایران از گورهای گروهی، سردخانه‌های مملو از کیسه‌ اجساد، ناپدید شدن بستگان یا آشنایانشان بدون هیچ ردی خبر داده‌اند. علاوه بر کشته‌شدگان، تخمین‌ها از تعداد مجروحان هم به ۳۰۰ هزار نفر می‌رسد. این رقم با نسبت معمول یک به سه کشته به زخمی در شرایط جنگی بسیار متفاوت است، اما در میان، گزارش‌هایی مبنی بر شلیک گلوله‌های ساچمه‌ای از سوی نیروهای حکومتی به معترضان و هدف قرار دادن چشم‌ها و سر آن‌ها، منطقی به نظر می‌رسد.

پزشکان در تهران از مراجعه تظاهرات‌کنندگان با جراحات چشمی شدید که بسیاری از آن‌ها نابینا شده بودند و همچنین هجوم نیروهای سرکوبگر به بیمارستان‌ها برای انتقال مجروحان با زخم‌های گلوله‌های ساچمه‌ای خبر داده‌اند. اما حتی این روایت‌ها هم احتمالا به ترسیم تصویر کامل کمکی نمی‌کند.

یکی از ویژگی‌های بارز بیشتر تظاهرات مردمی گذشته در ایران این است که نیروهای حکومتی در شهرهای کوچک با مصونیت بیشتری خشونت می‌ورزند. بنابراین، حتی با آنکه ویدیوهایی از کشتار و خشونت علیه معترضان منتشر می‌شود، هنوز در مورد وضعیت مردم در بخش‌هایی غیر از شهرهای بزرگ ایران، اطلاعات زیادی نداریم.

همه این‌ها نشان‌دهنده پاسخ وحشتناکی به این سوال است که رژیم حاکم بر ایران چقدر بقایش را در خطر دیده که چنین کشتار عظیمی انجام داده است. در نهایت، هر تعدادی که از کشته‌شدگان اعتراضات دی‌ماه به دست بیاید، یکی از بدترین قتل‌عام‌های حکومتی علیه مردم غیرمسلح در تقریبا نیم قرن گذشته، انجام گرفته است.

برگرفته از نیویورک‌تایمز

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه